1z4c66187962.jpg

 

 

آینه جم/ سجاد بهزادی / جامعه‌شناس

 

مدیریت شهری در عصر کنونی، دیگر به معنای صرفاً فعالیت عمرانی یا خدمات رفاهی نیست. مدیریت شهری در تمام دنیا بازتولید سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی را به عنوان مهمترین خروجی خود مد نظر قرار می دهد. بر این اساس انتظار شهروندان از شهرداری جم علاوه بر توسعه زیر ساخت ها، تلاش بیش تر در جهت نگهداشت و حفظ اموال عمومی است. اگر به این مسئله توجه نشود می تواند زمینه‌ساز از دست رفتن کیفی فضاهای شهری و بی‌اعتمادی شهروندان به بدنه مدیریت اجرایی شهر می‌گردد.

 

۱. دوگانگی "زیباسازی نمایشی" و "تاب‌آوری زیرساختی"

متأسفانه در برخی مصادیق شهرداری جم، شاهد نوعی اولویت‌دهی به کالبد زودگذر بر کارکرد پایدار هستیم. در شرایط کنونی که اقتصاد شهری با محدودیت منابع مالی دست‌وپنجه نرم می‌کند، اصرار بر اجرای اجزاء فانتزی و آسیب‌پذیر در برخی پروژه ها، نه تنها کمکی به هویت‌بخشی شهر نمی‌کند، بلکه در واقع نوعی هزینه زایی محسوب می‌شود. نمونه بارز آن، اجزاء هزینه زا در پروژه‌ مهم پارک گفتگو است که فضاهای چوبی آن است که یک روز پس از افتتاح تخریب شد. چنین کاری ، القاکننده این پیام ناخودآگاه به شهروندان است که اموال عمومی، ارزش و حرمت ماندگاری ندارند.

 

۲. رها شدگی فضای سبز 

 

فضای سبز شهری جم، نیازمند مراقبتی مستمر و نظام‌مند است. اما مشاهدات میدانی از از برخی محله ها از بولوار ولیعصر و برخی معابر اصلی شهر جم، حاکی از بی‌توجهی به چرخه حیات نهال‌ها و برخی درختان وچمن های طبیعی در پارک هاست. این رویه نیز، کارکردی وارونه یافته و به منبعی برای نارضایتی بصری و روحی شهروندان بدل می‌گردد.

 

۳. فراخوان های مشارکت صوری شهروندان

در ادبیات توسعه شهری، مشارکت عمومی نه یک اقدام تشریفاتی، که سنگ بنای حکمرانی خوب شهری تلقی می‌شود. اما متأسفانه نوع فراخوان‌ها و دعوت از شهروندان در شهرداری جم، بیشتر به یک کنش ظاهری و نمایشی شباهت دارد تا فرایندی واقعی برای اخذ بازخوردهای کارشناسی.

 بی توجهی آشکار به نظرات و پیشنهادات مطرح‌شده از سوی شهروندان موجب شکل‌گیری "شکاف اعتماد" عمیقی میان نهاد مدیریت شهری و بدنه جامعه می‌شود. 

 

۴. نظریه پنجره شکسته (Broken Windows Theory) و هشدار به مدیران شهری

تئوری پنجره شکسته که توسط ویلسون و کلینگ در حوزه جرم‌شناسی شهری مطرح شد، امروزه به الگویی کارآمد در حوزه مدیریت و برنامه‌ریزی شهری تبدیل شده است. این نظریه بیان می‌دارد که بی‌توجهی به زوال‌های جزئی (همانند یک پنجره شکسته)، فضایی از "بی‌تفاوتی جمعی" و "هنجارشکنی" را در محیط شهری نهادینه می‌کند.

 به عبارت دقیق‌تر، هنگامی که یک وسیله بازی در پارک، یک میز چوبی یا یک دستگاه ورزشی روباز، ماه‌ها و سال‌ها به حال خود رها شود، این پیام به ناخودآگاه عموم و به ویژه گروه‌های مخرب منتقل می‌شود که این فضا، فاقد مالک، ناظر و نگهبان است. نتیجه طبیعی چنین فرایندی، تسریع تخریب سایر المان‌ها و گسترش حس دل زدگی و بی‌اعتنایی به محیط زیست شهری خواهد بود.

 

باید اذعان داشت که یک شهر، تنها به حجم پروژه های آن پویا نیست؛ بلکه حیات پایدار یک شهر، در گروی احترام به اموال عمومی و اعتماد متقابل شهروند است.

مدیریت شهری و شهردار شهر؛ با جدی گرفتن تئوری" پنجره شکسته"، از شکستن اولین پنجره‌ها جلوگیری کند تا مبادا تمام پنجره‌های سرمایه اجتماعی و کالبدی شهر جم، یکی پس از دیگری به باد فراموشی سپرده شوند./ نسیم جم

 

 

 

[کد خبر:AJ54339]
پايگاه خبري تحليلي آينه ي جم


نوشتن دیدگاه

جدیدترین مطالب