000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000download.jpg

 

آینه جم- جهاد دانشگاهی، اگر بخواهیم به ریشه‌ها و تاریخچه آن برگردیم، با یک رؤیای بزرگ متولد شد. رؤیای اینکه پلی باشد میان دانشگاه و صنعت، پیشران پژوهش کاربردی باشد و فناوری را از قفس مقالات بیرون بکشد و به دل زندگی واقعی مردم ببرد. این رؤیا البته در مقاطعی به واقعیت نزدیک شد و نهادی ساخته شد که ظرفیت‌های بالقوه‌اش کم نبود. اما ظرفیت بالقوه یک چیز است و تحقق آن چیز دیگری. فاصله میان این دو در سال‌های اخیر اما به شکلی نگران‌کننده زیاد شده است.

 

آنچه روایت‌های درون‌سازمانی، داده‌های پراکنده اما قابل دسترس و صدای آدم‌هایی که سال‌ها در این مجموعه کار کرده‌اند نشان می‌دهد، تصویری است از یک دوره ۹ساله مدیریتی که نه پروژه شاخصی از دل آن بیرون آمده، نه قراردادی با صنعت بسته شده که بشود روی آن انگشت گذاشت، نه فناوری‌ای تجاری شده که اسمش در جایی ثبت شده باشد.

 هشت سال زمان کمی نیست؛ در همین هشت سال، نهادهای مشابه در جاهای دیگر دنیا و حتی در همین کشور جهش کرده‌اند، اما جهاد دانشگاهی بوشهر در بهترین حالت درجا زده و در بدترین حالت پس رفته است.

 

معیار سنجش نهادهای علمی روشن است و کسی نیازی به اختراع دوباره چرخ ندارد. تعداد فناوری‌هایی که از آزمایشگاه به بازار رسیده‌اند، تعدات مقالات ثبت شده یا مقام های علمی در سطح ملی و بین المللی، قراردادهایی که با صنعت بسته شده و اجرایی شده‌اند، دانشی که برای حل مسئله‌ای واقعی تولید شده، و از همه مهم‌تر نیروی انسانی نخبه‌ای که جذب شده یا دست‌کم در مجموعه مانده است.

 اگر این شاخص‌ها را کنار هم بگذاریم، تصویر چندان دلگرم‌کننده‌ای از جهاد دانشگاهی بوشهر به دست نمی‌آید. خروجی‌ها با ظرفیت ساختاری و جایگاه نهادی جهاد دانشگاهی همخوانی ندارد و این فاصله هر سال بیشتر می‌شود.

 

در ادبیات مدیریت علمی، وقتی مدیریتی طولانی می‌شود اما شاخص‌ها جهش نمی‌کنند، یک اصطلاح دار،« رکود ساختاری». 

رکود ساختاری به این معنا که سازمان نه می‌میرد و نه زنده است، فقط نفس می‌کشد و روزگار می‌گذراند.

 

اما داستان فقط به پروژه و فناوری ختم نمی‌شود. یکی از جدی‌ترین آسیب‌هایی که در این سال‌ها به مجموعه جهاد دانشگاهی بوشهر وارد شده، سقوط عملی دو خبرگزاری وابسته است.

 این رسانه‌ها صرفاً ابزار اطلاع‌رسانی نبودند، بازوی تولید گفتمان اجتماعی-علمی بودند، روایت‌ساز توسعه بودند و سرمایه اجتماعی علمی می‌ساختند. 

حالا اما سالهاست از رونق افتاده‌اند، کم‌رمق شده‌اند، و جایگاه رسانه‌ای‌شان را از دست داده‌اند. 

از دست رفتن این ظرفیت رسانه‌ای، به زبان ساده‌تر یعنی از دست رفتن یک ابزار راهبردی برای توسعه علمی و اجتماعی استان بوشهر. ابزاری که ساختنش سال‌ها طول کشیده بود و از دست دادنش چند ماه بیشتر وقت نبرده است.

 

در حوزه منابع انسانی هم وضع بهتر نیست. آنچه از درون مجموعه شنیده می‌شود حکایت از شکل‌گیری یک چرخه بسته انتصاب‌ها دارد.

 آدم‌هایی که به واسطه آشنایی و رفاقت به پست‌های مدیریتی رسیده‌اند، نه به واسطه تجربه تخصصی یا سابقه اجرایی.

 انتصاب‌هایی که ظاهرا بوی سفارش می‌دهند و در نهایت آدم‌هایی را سر کار می‌آورد که نه توان‌شان برای پیشبرد اهداف سازمانی قد می‌دهد و نه انگیزه‌شان.

 تجربه سازمان‌های دانش‌بنیان در همه جای دنیا نشان می‌دهد این مدل انتصاب سه پیامد مستقیم دارد، نوآوری رخ نمی‌دهد، کیفیت تصمیم‌سازی پایین می‌آید، و نیروهای توانمند یکی‌یکی کنار می‌روند. 

گزارش‌هایی که از استعفا یا خروج برخی نیروهای متخصص این مجموعه منتشر شده، دقیقاً در همین چارچوب قابل فهم است. وقتی آدم‌های باصلاحیت می‌بینند که آدم‌های بی‌صلاحیت جای‌شان را می‌گیرند، می‌روند. و این رفتن ها، نشانه هشدار است، نشانه‌ای از کاهش پویایی سازمانی.

 

از منظر حکمرانی علمی، دوره‌ای به این درازا، بدون انتشار شفاف شاخص‌های عملکرد کَمی، نیازمند یک ارزیابی مستقل و بی‌رحمانه است. 

نهادهای علمی موفق در همه جای دنیا عملکردشان را با اعداد و ارقام می‌سنجند.اینکه رشد سالانه خروجی پژوهشی چقدر بوده، چند پروژه صنعتی جذب شده، همکاری‌های ملی و بین‌المللی چقدر توسعه پیدا کرده و شاخص هایی نظیر آن. 

وقتی این داده‌ها منتشر نمی‌شود، نه افکار عمومی می‌تواند قضاوت کند و نه بدنه علمی توان ارزیابی شرایط را دارد. و این نبود شفافیت، خودش بزرگ‌ترین نشانه کم کاری در این سال‌ها است.

 

پیامد این روند البته محدود به یک سازمان نمی‌ماند. تضعیف نهادی که قرار بود پل میان دانشگاه و صنعت باشد، زنجیره‌ای از خسارت‌ها به دنبال می‌آورد، نخبه‌ها اعتمادشان را به ساختارهای پژوهشی از دست می‌دهند، تعامل علمی با صنعت کمرنگ می‌شود، و سازمانی که باید موتور توسعه دانش‌بنیان باشد، آرام‌آرام تبدیل می‌شود به یک ساختار صرفاً اداری و کم‌اثر.

 

راه اصلاح البته روشن است و کسی نیازی به اختراع آن ندارد. انتشار عمومی شاخص‌های عملکرد سالانه، استقرار نظام ارزیابی مدیریتی مستقل، انتصاب بر اساس رقابت تخصصی نه رفاقت و فامیل‌بازی، و بازسازی ظرفیت رسانه‌ای و پژوهشی. بدون این اصلاحات، فاصله میان آنچه جهاد دانشگاهی بوشهر باید باشد و آنچه اکنون هست، هر روز بیشتر می‌شود.

 

این نوشته قرار نیست حمله شخصی باشد. اما پاسخگویی مبتنی بر شاخص‌های عملکردی، حق مردم است و نه تهدید. در ساختارهای علمی، شفافیت شرط بقا و اعتبارنهاد مدیریتی است، نه لطف مدیران.

 

 

 

[کد خبر:AJ54317]
پايگاه خبري تحليلي آينه ي جم


نوشتن دیدگاه

جدیدترین مطالب