000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000download.jpg

 

 

سوک: قرار بود ساعت هشت و نیم صبح امروز نشست خبری استاندار بوشهر برگزار شود اما برخی که در بین آنها بیش از آن که خبرنگار باشند خبرنگارنما بودند خوب می دانستند اصل ماجرا معمولاً قبل از آغاز رسمی برنامه اتفاق می‌افتد به همین دلیل از حدود ساعت هشت صبح عملیات فتح بانک ملت شعبه سرپرستی استان بوشهر به عنوان محل تجلیل از خبرنگاران را آغاز کردند.

 

البته من به رسم ادب و وظیفه حدود ساعت هشت و بیست و پنج دقیقه وارد طبقه نهم و محل ورودی به سالن شدم.

 

هنوز وارد سالن نشده بودیم که صحنه‌ای مقابل چشمانمان ظاهر شد که برای چند لحظه دچار تردید شدیم که خدایا به نشست خبری آمده‌ایم یا افتتاحیه نمایشگاه بین‌المللی شیرینی، میوه و نوشیدنی‌های گرم؟

 

روی میزها هر آنچه یک انسان در صبح یک روز کاری آرزو می‌کند پیدا می‌شد از انواع میوه، شیرینی، چای، نسکافه، کاپوچینو و احتمالا اگر کسی پرده‌های پشت سالن را کنار می‌زد چند سیخ جوجه و دیزی سنگی هم کشف می‌کرد.

 

در همین هنگام اقای مختاری مدیر امور شعب بانک ملت استان با دسته‌گلی در دست و یک لبخند به ارث رسیده از اجدادشون که نشان از ادب و معرفت خانوادگیش است به استقبال خبرنگاران آمد. برخی خبرنگاران که در طول عمر حرفه‌ای خود بیشتر با تکذیبیه، شکایت و جوابیه مواجه شده بودند با دیدن دسته گل برای چند دقیقه دچار شوک عاطفی شدند و نیاز به بازیابی تنظیمات کارخانه‌ای پیدا کردند و برخی هم فکر کردند امشان در قرعه کشی بانک بیرون آمده است.

 

اما همه این‌ها فقط پیش‌درآمد بود که اتفاق اصلی زمانی رخ داد که کارت‌های هدیه در بدو ورود به سالن توسط بچه های روابط عمومی استانداری و البته با احترام توزیع شد.

 

در همان لحظه نظریه نسبیت اینشتین، قوانین نیوتن و حتی رکورد دوی صد متر المپیک زیر سؤال رفت. سرعت حرکت بعضی خبرنگارنماها به سمت محل توزیع کارت‌ها به حدی بود که کارشناسان ناسا نیز به محض اطلاع برای تحلیل آن اعلام آمادگی کرده اند.

 

خودم که به کنار حتی شاهدان می‌گویند تعدادی از حاضران که تا آن لحظه تفاوت خبر و گزارش را نمی‌دانستند ناگهان به پیشکسوتان رسانه تبدیل شدند و در صف اول دریافت کارت قرار گرفتند.

 

همان وقت یکی از خبرنگاران باسابقه بهم گفت: فلانی بعضی‌ها که اصلا خبرنگار نیستند آن‌قدر زود رسیده بودند که اگر ده دقیقه دیگر زودتر می‌آمدند احتمالاً در مراسم کلنگ‌زنی ساختمان بانک هم حضور داشتند! و شاید بانک آنها را به عنوان کارمند اسخدام می کرد.

 

البته از حق نگذریم سالن همایش بسیار شیک، مجلل و آبرومندانه تدارک دیده شده بود ولی تنها مشکل این بود که سیستم سرمایشی و جمعیت حاضر ظاهرا اختلاف سلیقه داشتند چرا که فن‌کوئل‌ها معتقد بودند دمای ۲۵ درجه کاملا ایده‌آل است و جمعیت معتقد بود اینجا شعبه‌ای از جهنم است. در نهایت گرما پیروز شد و بسیاری از خبرنگاران احساس کردند همزمان در نشست خبری، سونای بخار و دوره آمادگی جسمانی حضور دارند.

 

اما اگر این رو نگم حق مطلب ادا نکرده ام که انصافا تیم تشریفات بانک ملت به دلیل آموزش های حین خدمت چنان حرفه‌ای عمل می‌کرد که اگر مسابقات جهانی پذیرایی برگزار می‌شد حداقل مدال نقره را کسب می‌کرد چون مدال طلا احتمالاً به دلیل کمبود صندلی از دست می‌رفت!

 

نشست تجلیل از خبرنگاران و شما بخوانید جلسه پرسش و پاسخ سرانجام با اندکی تأخیر آغاز شد و راس ساعت هشت و ۴۵ دقیقه استاندار بوشهر به همراه معاونان، مدیران و مسئولان مختلف وارد سالن شدند.

 

تعداد مدیران حاضر آن‌قدر زیاد بود که اگر کسی ناگهان فریاد می‌زد: مدیر فلان اداره اینجاست احتمالاً چند نفر همزمان دست بلند می‌کردند.

 

اما بخش جذاب برنامه زمانی بود که نوبت به خبرنگاران رسید. هرچند روی بنر مراسم عبارت «تجلیل از خبرنگاران» درج شده بود اما بسیاری از خبرنگاران ترجیح دادند به جای دریافت تقدیر شفاهی، از فرصت استفاده کرده و سوالات و مطالبات خود را مطرح کنند رویکردی که نشان داد خبرنگار حتی در مراسم تجلیل از خودش هم دست از پرسیدن برنمی‌دارد.

 

خلاصه این که نشست آن‌قدر ادامه پیدا کرد که از یک برنامه صبحگاهی به یک ماراتن رسانه‌ای تمام‌عیار تبدیل و تا حوالی ساعت یک بعدازظهر دوام آورد.

 

یکی از مسئولان که انتظار داشت مراسم با لبخند، کف زدن و گرفتن عکس یادگاری پایان یابد ناگهان خود را در برابر سوالاتی دید که احتمالا آرزو کرد ای کاش همان اول صبح کنار میز کاپوچینو پستش را تحویل می داد.

 

مراسم با اجرای آقای اکبرخان صابری از پیشکسوتان عرصه رسانه آغاز و ۱۰ دقیقه اول به صحبت های اولیه استاندار اختصاص یافت پس از آن قرار شد ۱۰ خبرنگار پیشکسوت به طرح دیدگاه خود بپردازند و ۱۰ خبرنگار از طریق قرعه کشی فرصت رفتن به پشت تریبون پیدا کنند که این تعداد در ادامه به ۲۰ نفر رسید به گونه ای که اگر التماس خبرنگاری می کردی که بیاید سوالش مطرح کند چون از گرما در حال بسمل بود از بن گلو می گفت: وقتم را به خبرنگاری دیگر تقویم می کنم و البته ملت هم برای کف می زدند. 

 

وقتی نام خبرنگاران خوانده شد کم کم صحبت های آنها به گونه ای پیش می رفت که هرچه زمان می‌گذشت سؤالات جدی‌تر می‌شد

 

برخی خبرنگاران چنان پرونده‌ها را باز کردند که چند مدیر در همان لحظه مشغول جست‌وجو در حافظه بلندمدت خود شدند تا پاسخ مناسبی پیدا کنند.

 

اما درست در اوج برنامه، بحران بزرگی توسط یکی از خبرنگاران به گوش استاندار رسید: کمبود صندلی! چرا که لم دادگان بر صندلی و استاندار و رفقای مدیرش نمی دانستند بخشی از خبرنگاران بدلیل کمبود صندلی بیرون سالن مانده و امکان ورود نداشتند.

 

موضوع به گوش استاندار رسید و ایشان دستوری صادر کرد که می‌تواند در تاریخ مدیریت کشور ثبت شود و آن این که «مدیران بلند شوید تا خبرنگاران بنشینند!»

 

در همان لحظه نخستین عقب‌نشینی تاکتیکی مدیران به نفع خبرنگاران در تاریخ معاصر ایران رقم خورد و بعضی از حاضران معتقدند این صحنه باید نه در دانشگاه ها بلکه در کتاب‌های درسی دبستان ها با عنوان «آزادسازی صندلی‌های اشغال‌شده» تدریس شود.

 

البته از حق نگذریم که مدیران هم از خدا خواسته حتی یادشان رفت که از استاندار و خبرنگاران خداحافظی کنند و آن چنان خوشحال بودند که ۹ طبقه را بدون آسانسور و یک نفس در رفتند که آدم را یاد بازی چوکلی و حببییییییی گفتن می انداخت.

 

 در ادامه داستان حاشیه‌ها همچنان ادامه داشت. عده‌ای معتقد بودند برخی افراد حاضر خبرنگار نبودند بلکه متخصص حضور به‌موقع در مراسم‌ها هستند و موفق شده‌اند زودتر از همه به کارت‌های هدیه دست پیدا کنند و برخی دیگر گلایه داشتند که خبرنگاران شهرستان‌هایی مانند تنگستان و عسلویه وقتی به محل رسیدند نه کارت هدیه ای مانده بود و نه اثری از پذیرایی اولیه اما به محض تذکر یکی از خبرنگاران اتفاقی رخ داد که هنوز دانشمندان در حال بررسی آن هستند.

 

در کمتر از چند ثانیه

 

نسکافه ظاهر شد...

 

شیرینی ظاهر شد...

 

میوه ظاهر شد...

 

آب معدنی ظاهر شد...

 

و میز پذیرایی با قدرتی بیشتر از قبل بازگشت.

 

آن‌قدر سریع که بعضی‌ها گمان کردند روابط عمومی بانک ملت به فناوری تله‌پورت دست یافته است.

 

در پایان مراسم بانک ملت برادری اش را دیگر کامل و دربست ثابت کرد و برای همه خبرنگاران و حتی «خبرنگارنماها» بسته‌های هدیه مادی و معنوی تدارک دید.

 

شدت رضایت از بسته‌ها به حدی بود که تعدادی از حاضران که شما بخوانید خبرنگارنما هنگام خروج، هدیه را محکم‌تر از تلفن همراه و کیف خود در آغوش گرفته بودند که نکند از آنها بگیرند که خود می دانستند چقدر اشتباهی هستند.

 

 چون ساعت به یک بعد از ظهر رسید استاندار دستور داد ناهار نیز در چند رستوران مختلف شهر توزیع شود تا ازدحام ایجاد نشود تصمیمی که احتمالا مانع از شکل‌گیری صف‌هایی شد که از بانک ملت تا نیروگاه اتمی بوشهر می توانست امتداد پیدا می‌کرد.

 

در مجموع این نشست همه چیز داشت:

 

خبر داشت...

 

پرسش داشت...

 

انتقاد داشت...

 

تعریف و تمجید داشت...

 

کارت هدیه داشت...

 

نسکافه داشت...

 

گرما داشت...

 

کمبود صندلی داشت...

 

آزادسازی صندلی داشت...

 

آزادسازی مدیران داشت...

 

و حتی عملیات ویژه نجات خبرنگاران از ایستادن طولانی را نیز در خود جای داده بود.

 

خلاصه اینکه اگرچه مراسم بی‌نقص نبود اما خبرنگاران دست‌کم با عزت، احترام، پذیرایی مناسب، جواب های قانع کننده استاندار، مدیریت خوب اجرای اقای صابری و چندین سوژه ناب برای نوشتن گزارش به خانه بازگشتند و به این نتیجه رسیدند که یک بانک هم استعداد پذیرش خبرنگاران و خبرنگارنماها هم دارد.

 

این را هم بگویم که مراسم فقط یک چیز کم داشت; صدور گواهینامه رسمی «بقای حرفه‌ای در نشست‌های خبری بوشهر» برای تمام شرکت‌کنندگان!

نویسنده: مرداد جشنی پور 

* سوک نیوز 

 

 

 

 

[کد خبر:AJ54202]
پايگاه خبري تحليلي آينه ي جم


نوشتن دیدگاه

جدیدترین مطالب