0000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000169474123.jpg

 

آینه جم؛ امجد طریق - طرحی را آغاز کرده اند به نام اینترنت پرو که براساس آن افراد با پرداخت پول و به صورت محدود و سهمیه ای می توانند از چند سایت و شبکه اجتماعی فیلتر شده و نشده اینترنت (اینترنت بین الملل) استفاده کنند. 

 

قرار است هر گیگ با هزینه ای گزاف با سهمیه مصرف روزانه و امکان دسترسی تنها به تلگرام، واتس اپ و چند سایت دیگر در اختیار افراد معدودی قرار می گیرد.

 

طرحی که بی عدالتی در دسترسی به اینترنت واقعی را شکل می دهد و عادی سازی و نهادینه می کند. علاوه بر این، لایه ای شبه حقوقی به این بی عدالتی اضافه می کند که احتمالا در آینده ، برچیدن آن نیز با سختی های زیادی همراه خواهد شد.

 

براساس اطلاعات دریافتی، اکثریت نهادهای نظارتی و تصمیم گیر و اجرایی مسوول در کشور، با این طرح نیز مخالفت کرده اند و نسبت به تبعات منفی و آسیب زای آن نیز هشدار داده اند با این حال برخی ها همچنان با نگاهی به سودآوری مالی و تثبیت بی عدالتی و تبعیض در دسترسی به ارتباطات، تلاش می کنند سفره جدیدی برای خود دست و پا کنند. سفره ای با سوء استفاده از قطع اینترنت و خواست مردم برای اتصال به اینترنت.

 

چنین برنامه ای هم بر خلاف وعده ها و برنامه های دولت و شخص رئیس جمهوری علیه اینترنت طبقاتی و تبعیض در دسترسی به اینترنت است. براساس اطلاعات دریافتی، دولت، رئیس جمهوری، وزیر و وزارت ارتباطات نیز با این طرح مخالف هستند اما برخی اپراتورها همچنان به امید کسب منافع مادی نامشروع، بر اجرای این طرح اصرار دارند. 

 

در حالی که با تصمیم مقامات و به دلایل امنیتی و شرایط جنگ وجنگی، همچنان اینترنت واقعی (بین الملل) در ایران قطع است برخی اپراتورها تلاش می کنند این قطعی اینترنت را توجیه کنند و کاسبی جدیدی برای خود از این شرایط بسازند.

 

به سود منافع ملی است اینترنت دوباره و در سریع ترین زمان ممکن برای همه بخش های جامعه بدون محدودیت طبقه و تبعیض و نوع فعالیت های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی، باز و بازگردد و شرایط عادی کشور در سایه اینترنت عادی، دوباره برقرار شود. یعنی اینترنت، حداقل، دوباره به وضعیت قبل از جنگ برگردد تا دسترسی همه مردم بدون تبعیض برقرار شود و اینترنت پرو بی معنی شود.

 

هیچ بخشی از جمله هیچ اپراتور و سازمان و نهادی حق ندارد با سوء استفاده از شرایط جنگی فعلی و قطع اینترنت کنونی، شرایط استثنایی را توجیه کند یا بدتر از آن، از این شرایط غیرعادی و آب گل آلود، ماهی بگیرد و از مشکلات فعلی مردم و جامعه، منافع غیرقانونی و غیراخلاقی برای خود بسازد.

 

در شرایط فعلی که جنگ و آثار آن به میزان زیادی به بخش های اقتصایی کشور آسیب زده بازگشت اینترنت و اتصال دوباره به این شبکه جهانی هم می تواند از ادامه خسارت های اقتصادی دوره جنگ بکاهد هم دیگر نیازهای جامعه در بستر اینترنت، پاسخ داده شود هم به بازگشت شرایط کشور به وضعیت عادی کمک کند.

 

** عصر ایران

 

Unbbbv16_141307.jpg

 

آینه جم: محسن امینی

 

دنیا بار دیگر به تماشای نمایشی نشسته است که کارگردانش مدعی «هنر معامله» است، اما خروجی آن چیزی جز «آشوب سازمان‌یافته» نیست. دونالد ترامپ در حالی از تریبون‌های واشینگتن شعار صلح جهانی و پایان جنگ‌های ابدی را سر می‌دهد که همزمان ماشه تنش را در خاورمیانه سفت‌تر می‌کند. اما این بار بازی متفاوت است، چرا که این تناقضاتِ رفتاری که می‌توان آن را «پارادوکس نارنجی» نامید، مستقیماً نبض انرژی و امنیت جهان یعنی «تنگه هرمز» را هدف گرفته است.

 

بزرگترین مغالطه سیاسی در تحولات اخیر، ادعای واشینگتن مبنی بر تلاش برای ثبات بازار و امنیت بین‌الملل است. نگاهی به واقعیت‌های میدانی، پرده از یک تضاد آشکار برمی‌دارد. ترامپ از یک سو در جریان مذاکرات پاکستان، سیگنال‌های دیپلماتیک ارسال می‌کند و از سوی دیگر با چراغ‌ سبز نشان دادن به گسترش درگیری‌ها در جبهه‌هایی همچون لبنان، عملاً سوختِ موتور ناامنی را تأمین می‌کند. 

 

این تناقضات، بیش از هر کجا، خود را در بازار جهانی انرژی و امنیت آبراه‌های استراتژیک نشان داده است. طبق فکت‌های موجود، تهدیدات کلامی و رفتارهای بی‌ثبات آمریکا باعث شده نرخ بیمه کشتی‌های نفت‌کش در منطقه به بالاترین حد خود در سال‌های اخیر برسد. سؤالی که باید از معماران سیاست خارجی آمریکا پرسید این است: چگونه می‌توان مدعی صلح بود، اما با دستکاری امنیت در تنگه هرمز، قیمت انرژی را به سلاحی علیه معیشت جهانی تبدیل کرد؟ 

 

واقعیت این است که «تنگه هرمز» نه یک صفحه در فضای مجازی است و نه موضوعی که بتوان با منطقِ کازینویی و توافق‌های زیرمیزی آن را مدیریت کرد. هرمز، صخره‌ی سخت واقعیت است که تمام پارادوکس‌های سیاسی ترامپ در برابر عظمت و اقتدار بومی آن به بن‌بست خورده است. برای ما که در قلب صنعت استراتژیک منطقه ایستاده‌ایم، روشن است که امنیت این شاهراه، نه از مسیر «معاملات متناقض»، بلکه تنها از مجرای ثبات منطقه‌ای و احترام به قدرت‌های بومی می‌گذرد.

 

آقای ترامپ باید بداند که دنیا دیگر نمی‌تواند هزینه‌ی گزافِ تضاد میان «گفتار صلح‌طلبانه» و «کردار جنگ‌طلبانه» او را از سر سفره‌های خود بپردازد. صلح با بنزین خاموش نمی‌شود؛ زمان آن رسیده است که واشینگتن میان «دیپلماسی واقعی» یا «مسئولیت هرج‌مرج جهانی»، یکی را انتخاب کند. تنگه هرمز، جایی برای قمار با پارادوکس‌های نارنجی نیست.

 

 

 

 

V8ujjjn.jpg

 

آینه جم-حامد آبزن

 

در دوره‌های بحران، زمانی که سرعت گردش اطلاعات چند برابر می‌شود و افکار عمومی حساس‌تر از همیشه عمل می‌کند، نقش روابط‌عمومی‌ها به یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های حکمرانی ارتباطی تبدیل می‌شود. در چنین شرایطی، میدان اصلی رقابت نه در سطح عملیات، بلکه در عرصه روایت‌سازی و مدیریت ادراک شکل می‌گیرد؛ جایی که هر پیام می‌تواند مسیر تحلیل و رفتار مخاطبان را تغییر دهد.

 

روابط‌عمومی‌ها زمانی قادرند این میدان را به‌درستی مدیریت کنند که از آزادی عمل، اختیار پیام‌رسانی و مرجعیت ارتباطی برخوردار باشند. سرعت، انسجام و دقت، سه رکن حیاتی در زمان بحران است و تنها تیم حرفه‌ای روابط‌عمومی می‌تواند این سه‌گانه را با شناخت مخاطب و تجربه رسانه‌ای تأمین کند.

 

از سوی دیگر، تکثر پیام‌رسان‌ها و موازی‌کاری در بحران، آسیب جدی به اعتماد عمومی وارد می‌کند. انتشار پیام‌های متعدد، غیرهم‌راستا و بعضاً متناقض، باعث تضعیف خط روایت اصلی و افزایش ابهام می‌شود. راهکار اصولی این است که تمامی خطوط اطلاع‌رسانی و سخنگویی در اختیار روابط‌عمومی قرار گیرد تا روایت واحد، روشن و منسجم ارائه شود.

 

سخنگویی در شرایط حساس، وظیفه‌ای تخصصی است و نیازمند تسلط بر مدیریت پیام، شناخت رسانه و مهارت پاسخ‌گویی حرفه‌ای است. روابط‌عمومی‌ها با ترکیب تجربه میدانی، تحلیل رسانه‌ای و توان ارتباطی، بهترین جایگاه را برای ایفای نقش سخنگو دارند. در مقابل، ورود مستقیم مدیران ارشد به عرصه اطلاع‌رسانی معمولاً سبب افزایش ریسک خطای ارتباطی و ایجاد انتظارات غیرضروری می‌شود. مدیران باید راهبرد را تعیین کنند و مدیریت روایت را به متخصصان بسپارند.

 

در نهایت، روابط‌عمومی‌ها در روزهای بحران نه یک واحد پشتیبان، بلکه خط مقدم جنگ افکار عمومی هستند. اعتماد، اختیار و یکپارچگی در ساختار ارتباطی، برگ برنده‌ای استراتژیک برای عبور موفق از شرایط حساس و حفظ سرمایه اجتماعی است.

 

 

Vh4524_276.jpg

 

 

آینه جم؛ احسان محمدی- پیرمرد، نجار بود. با التفات آشنایی صاحب‌ نفوذ، سفارش‌های ساخت تابوت را به او می‌دادند. سال‌های جنگ با «صدام» هر روز چند شهید از جبهه‌ها می‌رسید تهران. نیاز به تابوت برای تشییع پیکرها بیشتر شده بود و بازار پیرمرد هم گرم.

 

جنگ که تمام شد، تابوت، دیگر مشتری زیادی نداشت و کسب و کار پیرمرد کم رونق شد اما از آن روز جمله تازه‌ای سر زبانش افتاد و هر جا می‌رفت می‌گفت:

 

- این مملکت دیگه مملکت نمیشه!

 

 

در واقع پیرمرد، مملکت را تا وقتی مملکت می‌دید که مشتری تابوت زیاد بود، که آدم‌های بیشتری کُشته می‌شدند! خیلی از آدم‌ها این طور جهان را از دریچه تنگ منفعت خودشان می‌بینند.

 

 زبان و ادبیات فارسی پر از ترکیب‌های دل‌نشین و مثل‌های شیرین است، اما به نظرم یکی از ضد توسعه‌ترین ضرب‌المثل‌های جهان هم به ما تعلق دارد. اینکه بعضی‌ها می‌گویند: «دیگی که برای من نجوشد، می‌خواهم سر سگ در آن بجوشد!» این امتداد حرف همان پیرمرد است، یعنی اگر در چیزی «منفعت» من وجود داشت موافق آن هستم، در غیر اینصورت زیر میز لگد می‌زنم!

 

این فقط در حساب و کتاب روزانه نیست، کسانی که «ایران» را مثل یک «نان‌دانی» شخصی می‌بینند و حاضرند زندگی هزاران نفر دیگر خاکستر شود تا آن‌ها حال جیب‌شان بهتر شود، هم‌ردیف پیرمرد تابوت‌ساز هستند. مثل آن‌ها که از یک انفجار در گوشه شهر برای رسانه های خارج نشین ویدیو می‌فرستند و چون جای خودشان امن است می‌گویند: «بزن! بزن! تنک‌یو عمو ترامپ! تنک‌یو بی‌بی!» و کسانی هم با دیدن این ویدیوها در آن سوی دنیا می‌زنند و می‌رقصند و دست مریزاد می‌گویند!/می‌گفتند.

 

همین آدم‌ها درست وقتی که ویرانی سراغ خودشان یا عزیزان شان بیاید می‌گویند: «ما چه می‌دونستیم اینطوری میشه! یعنی شما میگید ترامپ به خاطر حرف ما حمله کرد به ایران؟» ... «ترامپ» دیروز در یکی از آخرین اظهارنظرهایش گفت: «ایرانی‌هایی که مخالف دولت‌شان هستند، از حمله به تأسیسات انرژی و برق حمایت خواهند کرد.»

 

یعنی آن‌ها که با تجمع، توئیت، ای‌میل زدن و رقصیدن، دشمن را برای حمله به «ایران» جسورتر و جنگ و تجاوز و نابودی را «راه‌حل» بهبود معرفی کردند، در مظان آن‌اند که «عاملیت»، «مشروعیت» یا حتی «شراکت» دارند درزخمی که بر تن وطن نشست و چه بسا در مصیبت‌های دیگر که در راه است و دورباد...

 

*** عصر ایران 

W0967468.jpg

 

آینه جم- مهردادجشنی پور: این روزها خیابان های ایران زیست شبانه ای متفاوت را تجربه می کند، تجربه ای از جنس حضور گسترده مردمی پرچم به دست در زیر بمباران های وحشیانه رژیم صهیونیستی و امریکای جنایت کار به مراکز عمدتا غیر نظامی.

 

سی و دومین شب حمله رژیم کودک کش اسراییل و آمریکا به خاک ایران در حالی گذشت که بار دیگر اهمیت مولفه‌های غیرنظامی در قدرت ملی همچنان برجسته است.

 

اینجا صحبت از تاب‌آوری اجتماعی یعنی توان جامعه در مواجهه با تهدیدات خارجی و بحران‌های امنیتی به عنوان یکی از قدرتمندترین ابزارهای بازدارندگی است. حضور شبانه مردم در خیابان‌ها و حمایت معنوی از نیروهای نظامی و همبستگی عمومی نمادی زنده از انسجام داخلی و اراده ملی است که حتی می‌تواند از برتری سخت‌افزاری نیز مؤثرتر واقع شود.

 

این حضور اجتماعی چند لایه پیامدهای از جمله تقویت روحیه نیروهای نظامی، بازدارندگی ادراکی و مشروعیت اجتماعی را در بر می گیرد.

 

در مولفه تقویت روحیه نیروهای نظامی حضور شبانه مردم در خیابان ها ستون اصلی قدرت ملی را نشان می دهد. وقتی جامعه پشت نیروهای مسلح قرار دارد و حضور مردمی به شکل مستقیم یا نمادین احساس می‌شود انگیزه، اعتماد به نفس و تاب‌آوری روانی نیروها افزایش می‌یابد که در بحران‌های فرسایشی و طولانی‌مدت جنگی همین روحیه می‌تواند تعیین‌کننده کارآمدی عملیاتی باشد.

 

در موضوع بازدارندگی ادراکی حمایت عمومی در کف خیابان ها سیگنالی آشکار برای طرف مقابل است که نشان می‌دهد فشار نظامی و تهدید خارجی قادر به شکستن اراده ملی نیست. در این مولفه ادراکی هر اقدام خصمانه دشمن به‌سرعت با مجموعه‌ای از هزینه‌ها و واکنش‌های غیرقابل پیش‌بینی مواجه می‌شود. این پیام روانی معادلات محاسباتی دشمن را پیچیده و موازنه را به نفع ایران تغییر می‌دهد.

 

موضوع مهم تر، مشروعیت اجتماعی با یک بازنمایی رسانه ای است. حضور مردم وقتی در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی بازتاب می‌یابد تصویر جامعه‌ای متحد و مقاوم را تقویت می‌کند. این روایت در داخل کشور انسجام و در سطح منطقه و جهان نشان می‌دهد که ایران نه تنها یک بازیگر سخت، بلکه یک جامعه آماده و مقاوم است که در مواجهه با فشار خارجی یکپارچه و فعال باقی مانده است.

 

البته تداوم این سرمایه اجتماعی با یک مدیریت هوشمندانه توسط مردم در حال تبدیل به یک مزیت راهبردی پایدار است که بر خلاف تحلیل های دشمن که از آن به عنوان یک نمایش موقت و مقطعی یاد می کنند سبب تقویت موازنه و اتحاد ملی شده است.

 

در مجموع تاب‌آوری اجتماعی این شب های مردم ایران ترکیبی از همبستگی، حضور نمادین و حمایت معنوی است که به عنوان ستون مکمل قدرت سخت و ابزار مؤثر بازدارندگی ملی به شمار می رود. این مولفه نشان می‌دهد که قدرت واقعی یک کشور در زمان جنگ نه تنها در تجهیزات و فناوری بلکه در اراده جمعی، انسجام اجتماعی و ظرفیت پاسخ به فشارهای خارجی تجلی می‌یابد.

 

هر تلاش برای تضعیف ایران وقتی با چنین تاب‌آوری گسترده‌ای مواجه شود نه تنها نتیجه‌ای فوری نمی‌دهد بلکه می‌تواند هزینه‌ها و پیامدهای راهبردی را به مهاجم تحمیل و ابتکار عمل را به کشور بازگرداند.

 

اگر از ابتدای هفته سوم جنگ تغییر معادلات به نفع ایران رقم خورد و بعد از چند روز آمریکایی ها را مجبور به ارسال سیگنال هایی برای مذاکره کرد، بدون شک نباید از نقش برجسته حضور آگاهانه و خودجوش شبانه مردم در خیابان ها گذشت.

 

مردم ایران در کنار نیروهای مسلح به کشورهای متخاصم نشان دادند که هر تهدید آغاز تقویت و بازدارندگی و هر فشار فرصتی برای مقاومت بیشتر و اتحاد ملی است.

 

 

 

 

جدیدترین مطالب