
آینه جم-مصطفی ارجمند
ساعت 16 روز 29 بهمن ماه 1403، به سالن جلسات سازمان منطقه ویژه پارس دعوت شده بودیم. گویا قرار بود خبرنگاران استان بوشهر با خانم فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت مسعود پزشکیان دیدار و گفتگو کنند.
ورودی ساختمان اصلی منطقه ویژه را بسته بودند و کویا در حال تعمیر بود. بنری نصب شده بود که از در پشت وارد شویم. دری که به خلیج فارس نزدیک بود.
ساختمان منطقه ویژه حال و روز خوبی ندارد، بعد از سوختن ساختمان شیک و مجلسی قبلی، به این ساختمان مهاجرت کرده اند و با گذشت سالیان هنوز خبری از بازسازی ساختمان قبل نیست!
وارد سالن که شدیم حس و حال همان جلسات همیشگی تداعی شد؛ خبرنگاران حرفه ای، کمی تا قسمتی حرفه ای و آماتور در کنار هم نشسته بودند و بخش اعظم سالن را جنوب استانی ها در اختیار داشتند. حضور برخی خبرنگاران با فرزندان شان هم تقریبا پای ثابت نشست های خبرنگاری است که یادم می آید در یکی از جلسات حتی کودک چند ساله هم دیده می شد و می گفتند خبرنگار بالقوه ی فرداست.
وضعیت خبرنگاری در جنوب استان بوشهر چندان تعریفی ندارد؛ به جز معدود خبرنگارانی که خود را به سطح رسانه های کشوری رسانده اند مابقی همچنان در حال تمرین و ممارست برای رسیدن اند. انگیزه ها در جنوب استان البته برای خبرنگار شدن بیشتر است!
معمولا در این نشست ها نه به شوق دیدن مدیران، که فرصت را برای گپ و گفتی با هم قبیله ای های رسانه ای استان مناسب می بینم و به همین امید هم رفتم. از رسانه ای های صاحب نام مرکز استان هم کسی نبود؛ بیشتر به دورهمی های جنوب استان می ماند. مدیر عامل خانه مطبوعات کشور هم گویا پروازش تاخیر داشت و نرسید.
خانم سخنگو با روی گشاده وارد شد. از صبح به عسلویه آمده بود و جلساتی هم داشت، با خودم می گفتم گناه دارد الان بنشیند و همان همیشگی های ما را بشنود که احتمالا بارها شنیده!
جلسه شروع شد و چند نفری در فرصت زمانی 6 دقیقه صحبت کردند، البته علی دانشمند صاحب امتیاز آوای بوشهر که تسلطی بر کلام هم دارد سه برابر حرف زد و گفت از سهم شمال استان که نیامده اند استفاده می کنم و راضی هستند.
از مواضع سخنگو در نشست هایش تا مطالبش در اینستاگرام همچنان فیلتر را به عنوان فکت آورد و تحسین کرد. گفت که رسانه باید مستقل و منتقد باشد و بتواند حرف های مگوی مردم را بگوید. گفت که رفتاری با خبرنگاران استان شد که نباید می شد و از سخنگو خواست آزادی بیان را تضمین کنند تا رسانه های آن ور آبی میدان داری نکنند. و گفت که دلمان به امثال شما و وزیر علوم گرم است و کثرالله امثالکم...
یکی دیگر از خبرنگاران از شیرآلوده مادران عسلویه گفت و از آسیب های صنعت و دیگری هم گلایه داشت که چرا آذری جهرمی در دولت نیست و قبلا ناترازی انرژی نداشتیم و الان داریم؟!
یکی هم وسط جلسه معترض شد که از دَیِّر چرا خبرنگاری را برای گفتن صدا نکردید که صدا کردند. مابقی جلسه هم تقریبا به همان تکرارهای همیشگی آلایندگی و مسئولیت اجتماعی و مظلومیم گذشت.
خانم سخنگو که شروع به صحبت کرد، همهمه در سالن فراوان شده بود، گفت که معلم است و دوست ندارد موقع حرف زدنش، گوش نکنند. یکی هم آن ورتر گفت بخش زیادی از این جمع هم معلمند.
خانم مهاجرانی در آغاز سخنانش گفت که نقد تلخ نکنید چرا که روزی خودتان هم در جایگاه مدیریت قرار می گیرید و دوست دارید دوستانه و سازنده نقدتان کنند.
تاکید کرد که رسانه از اپوزیسیون شدن جایگاه به دست نمی آورد و باید سازندگی کرد.
سخنگو بخشی از کار رسانه را افتخار سازی ملی دانست، اینکه رسانه ها، دستاوردها را هم بزرگ ببینند و بگویند. رسانه باید در کنار بیان حقایق، تلاش کند تا تاب آوری جامعه افزایش یابد. به گمانم منظورش این بود که باید برای شرایط سخت تر هم آماده باشیم.
به موضوع فرهنگ و لزوم ایجاد تشکل های فرهنگی اجتماعی برای مطالبه گری پرداخت. اما احتمالا یادش رفت که بگوید هر بار در دولت های اصلاح و اعتدال جمعی دور هم جمع می شوند و تشکل و انجمنی می سازند و دولت های اصولگرا بساط شان را جمع می کنند که کوچه و خیابان جای بساط کردن نیست و می روند در پستو و گاهی که فرصتی دست دهد غرولندی هم می کنند.
خانم مهاجرانی البته نگاهش به تشکل از باب اتفاق و اتحاد بود و مطالبه گری جمعی که گفت نیاز امروز جامعه هر چه هست انشقاق نیست.
سخنگوی دولت مسعود رسالت مان را مطالبه گری دانست؛ مطالبه گری به ویژه در حوزه فرهنگ. برگزاری کنسرت، کنسرت خیابان، نمایش خیابانی، شب شعر دانش آموزی و ... را هم به عنوان مثال آورد که باید خواست و مطالبه کرد تا انسجام بسازد.
به سوال آن خبرنگاری که گفته بود چرا ناترازی داریم و قبلا نداشتیم که رسید کمی جدی تر شد. گفت ناترازی سال های قبل هم بود و یک شبه به این وضعیت نرسیده ایم اما قبلا به جای خانه ها، برق صنعت را قطع می کردیم و ساکت شون هم می کردیم که چیزی نگویند.
در مورد آذری جهرمی هم گفت که خودش سمتی در دولت نخواست اما در اتاق فکر دولت هست و در جلسات شرکت می کند.
خانم مهاجرانی به نکته مهمی هم اشاره کرد که بعید می دانم علاقه ای به اجرایش در صنعت باشد؛ اصلا لذت مدیریت در جنوب استان به مبهم بودن و شفاف نبودن است؛ تاکید کرد که باید آمار و اطلاعات اشتغال ها و استفاده از بومیان در صنعت باید در معرض دید مردم باشد چرا که شفافیت، اعتماد می سازد.
حرف درستی بود اما تا الان که آمارها را یواشکی به برخی مدیران استانی می داده اند و نهایتا هم وقتی سامانه اطلاعات بورسی شرکت ها را می بینی متوجه می شوی صدها نفر سالیانه به شرکت ها اضافه شده اند و کسی هم صدایش را در نیاورده!
توی همین اشتغال مانده بودیم که خبری در رسانه ها مخابره شد؛ «حسین بارگاهی به عنوان مدیرعامل جم پیلن منصوب شد» وسط دعوای کو شغل؟ این خبرها خوب است. روزهایی بود که آرزو داشتیم بوشهری ها مدیر واحدی خرد در شرکتی شوند و حالا هلدینگ و پتروشیمی زیر نگین شان است. آرزوهای بوشهری ها با بزرگداشت سرمایه های انسانی شان محقق می شود.
در مورد عسلویه نکته دیگری هم گفت که اول کمی شگفت زده شدم اما اسم شهرها را که گفت احساس کردم احتمالا مبتنی بر داده و فکت است اینکه عسلویه در لیست 8 شهر آلوده ایران نیست اما در کارگروه ویژه موضوعش را بررسی می کنند. تهران، اصفهان، اراک و ... بودند.
در مورد شیر آلوده مادران عسلویه هم سندی ارائه نشد جز همان مصاحبه معاون بوشهری وزیر که مدیر میانی سازمان منطقه ویژه پارس هم تاییدش نکرد! البته گفتند بررسی می کنیم.
از نشست خبری دوهفته یکبار روز بعدش در عسلویه گفت و گفت که یکی از خبرنگاران اینجا هم سوال بپرسد. خبرنگاری اعتراض کرد که 4 نفر از 4 شهرستان سوال کنیم خانم سخنگو هم گفت 4 نفر بیاید و یکی به نمایندگی سوال کند. به نظرم فضای صمیمی جلسه به اشتباه انداخته بودمان که می توانیم نشست خبری ملی سخنگوی دولت را جنوب استانی کنیم!
بعد از پایان جلسه و کنار آسانسور با سخنگو هم کلام شدم گفتم که با همه سختی ها و تلخی هایی که دیدیم همچنان با امید ادامه می دهیم اطمینان داد که فردا روشن است و دولت موفق می شود.
یادم رفت بگویم؛ سخنگوی دولت آخر حرف ها را با این بیت و جمله به پایان برد؛ کلا تسلطش به شعر و ادب خوب است؛ شاید هم دلیلش این است که باهوش است، به هر حال همینجوری که رئیس مرکز ملی پرورش استعدادهای درخشان کشور نبوده است.
از مولانا خواند:
تو را اگر نفسی ماند جز که عشق مکار
که چیست قیمت مردم؟ هر آنچ میجوید
و گفت که مراقب باشیم ارزان نفروشیم!