Gk3490.jpg

 

آینه جم- شاهین بهرام نژاد مجری و گوینده بوشهری با یادداشتی با عنوان "به دور از سیگنال" حال و هوای سرباز جان فدای وطن پای لانچر را روایت کرده است.

به گزارش آینه جم، در متن یادداشت آمده است: بعضی دوری‌ها را نمی‌شود با روز شمرد. یعنی از یک جایی به بعد، دیگر تقویم از کار می‌افتد. نمی‌دانی امروز چندم است، چند روز است صدای خانه را نشنیده‌ای، چند شب است درست نخوابیده‌ای. فقط می‌فهمی که دلتنگی، مثل گرد و خاک همین بیابان، آرام‌آرام روی همه چیز می‌نشیند؛ روی پلک‌ها، روی لباس، روی فکر، روی قلب.

اینجا روزها با آفتاب تند شروع می‌شود و با صدای آماده‌باش ادامه پیدا می‌کند.

گرما گاهی از خودِ نفس کشیدن هم سخت‌تر می‌شود. عرق از پشت گردن راه می‌افتد و روی تن خسته‌ات می‌ماسد، اما فرصت نداری حتی به خستگی‌ات فکر کنی. باید گوش‌به‌زنگ باشی. باید حواست به همه چیز باشد؛ به صداهایی که شاید برای خیلی‌ها هیچ معنایی نداشته باشد، به نورهایی که ناگهان در دوردست می‌شکنند، به آسمانی که گاهی آرام است و گاهی انگار تصمیم گرفته تمام خشم دنیا را یک‌جا خالی کند.شب‌ها اما سخت‌تر است.

جدا از ظلمت بی‌انتهایش، فکرهایی که در سرت جان می‌گیرند نفست را می‌گیرند. وقتی همه چیز برای چند دقیقه ساکت می‌شود، ذهن آدم راه خودش را پیدا می‌کند. می‌رود سمت خانه، سمت آدم‌هایی که دوستشان داری، سمت همان سفره‌ای که شاید امشب هم یک جای خالی داشته باشد. سمت مادری که احتمالاً با هر صدای گوشی دلش می‌ریزد، سمت همسری که یاد گرفته نگرانی‌اش را پشت چند جمله‌ی محکم پنهان کند، سمت بچه‌ای که شاید اولِ تماس با ذوق بگوید «بابا!» و بعد از چند ثانیه سکوت کند، چون نمی‌داند با این همه دلتنگی چه بگوید.

بعضی وقت‌ها روزها می‌گذرد و هیچ تماسی ممکن نمی‌شود. نه اینکه‌ نخواهی، نمی‌شود. و همین «نمی‌شود» از خیلی زخم‌ها سنگین‌تر است.

اینکه ندانی در خانه چه خبر است. ندانی بچه‌ات مریض شده یا نه. ندانی پدرت دردش بیشتر شده یا نه. ندانی همسرت وقتی خبرها را می‌شنود، چطور خودش را نگه می‌دارد. فقط باید این ندانستن را بگذاری یک گوشه‌ی دلت و رویش پا بگذاری و بایستی. چون اگر یک لحظه بگذاری دلت سست شود، ممکن است همه چیز از هم بپاشد.

تمام این دغدغه‌ها یک‌طرف، اما دغدغه‌ی صدای ناگهانی، از حمله‌ی غافلگیرکننده، از خبری که ممکن است هر لحظه از آسمان برسد، از اینکه شاید این شب با شب‌های قبل فرق داشته باشد، طرفی دیگر.

اما مهم‌تر از تمام این‌ها، آن اکسیری است که وادارت می‌کند بمانی؛ معجزه‌ای که نمی‌گذارد قدمت بلرزد، چیزی که از تو می‌خواهد اگر لازم شد، جانت را بگذاری و بگذری.

گاهی در دل همین خستگی و بی‌خوابی، به مردمی فکر می‌کنم که شاید الان در خانه‌هایشان کنار خانواده نشسته‌اند.

شاید کودکی خوابیده، شاید مادری دارد برای فردا فکر می‌کند، شاید پدری خسته از کار روزانه تازه رسیده خانه، شاید جوانی برای آینده‌اش نقشه می‌کشد. خیلی‌هایشان ما را نمی‌شناسند، اسم‌مان را نمی‌دانند، چهره‌مان را ندیده‌اند. حق هم دارند. قرار نیست همه چیز دیده شود، قرار نیست همه‌ی قصه‌ها گفته شوند. بعضی‌ها سهمشان همین گمنامی است.

گاهی به خودم می‌گویم اگر برنگشتم چه؟

اگر برنگشتم، آیا فرزندم دلگیر نمی‌شود که قول داده بودم برایش چیزی بیاورم و نیاوردم. آیا همسرم می‌تواند مثل همیشه محکم بایستد؟ آیا مادرم باز هم می‌گوید «فدای سرت، فقط سالم باش»؟ و نبودم که باز بگوید.

آدم از فکر این چیزها می‌شکند، اما نه آن‌قدر که زمین بخورد. فقط یک تَرَکِ آرام در دلش می‌افتد و بعد دوباره خودش را جمع می‌کند. چون اینجا وقتِ شکستن نیست.

اینجا هر لحظه ممکن است آخرین لحظه باشد و درست به همین خاطر، هر لحظه معنای بیشتری دارد. جرعه‌ای آب در گرمای سوزان، تکه‌ای نان، سایه‌ی کوتاهی کنار یک دیوار خاکی، شوخی کوتاه یکی از بچه‌ها، نگاه بی‌کلامی که می‌گوید «حواسم بهت هست»؛ همین چیزهای کوچک، آدم را سر پا نگه می‌دارد. همین رفاقت‌ها، همین دل‌هایی که بی‌هیاهو کنار هم ایستاده‌اند.

ما از جنس افسانه نیستیم.

آدم‌های معمولی‌ایم با زخم‌های معمولی، با دل‌تنگی‌های واقعی، با خانواده‌هایی که چشم‌انتظارند، با قلبی که از صدای عزیزانش می‌لرزد. اما میان همه‌ی این معمولی بودن‌ها، یک تصمیم هست که ما را نگه داشته:

برای اینکه چراغ خانه‌ای خاموش نشود.

برای اینکه کودکی با صدای انفجار از خواب نپرد.

برای اینکه مادری در آغوش نگرانی پیر نشود.

برای اینکه ایران، همین ایرانِ زخمی و عزیز، سربلند بماند.

اگر روزی این چند خط به دست کسی رسید، فقط همین را بداند:

ما اینجا ماندیم، با همه‌ی دلتنگی‌ها، با همه‌ی دغدغه‌ها، با همه‌ی نرسیدن‌ها و نشنیدن‌ها، فقط برای اینکه مردم‌مان در امان بمانند.

برای اینکه این وطن، وطن بماند.

«جان‌فدای مردم ایران؛ سرباز پای لانچر.»

نویسنده: شاهین بهرام نژاد

 

ایرنا 

 
[کد خبر:AJ53399]
پايگاه خبري تحليلي آينه ي جم


نوشتن دیدگاه

جدیدترین مطالب