
آینه جم؛ سجاد بهزادی - در تقویم رسمی ما، دوازدهم اردیبهشتماه "روز معلم" است. امروز به نظر میرسد با توجه به تحول نسلی شکلگرفته در جامعه، انتقال دانش در مدارس و دانشگاه از یک سو و ابعاد تربیتی و چالشهای اجتماعی از سوی دیگر با دشواریهای تازهای روبهروست و ما نیازمند بازتعریف و بازنگری در نقشها و کارکردها هستیم.
سالهای تدریس من در مدرسه و دانشگاه در دوران اخیر، مانند دیگر همکارانم، با تجربههایی نو همراه بوده است. نظام آموزش و تربیت رسمی، طی سالهای گذشته از نظر نقش و کارکردها دیگر تابع وضعیت پیشین خود نیست و بهویژه در منطق تربیت، دگرگونیهای بیننسلی آن بسیار عمیق بوده است.
معلم در دبستان:
نظام آموزشی دیگر تکصدای مرجع نیست. دیگر یک معلم الزاماً نمیتواند نقش کلیدی در شکلگیری مهارت های اجتماعی و شناختی کودک ایفا کند.
از نگاه آنتونی گیدنز، امروز شاهد "جداشدگی نهادی: دانش از مدرسه و دانشگاه هستیم؛ یعنی دانشآموز میتواند بدون واسطه معلم، به انبوهی از اطلاعات دست یابد. در این شرایط، نقش معلم نه کاهش یافته، بلکه دگرگون شده است.
این مسئله از همان دوره دبستان به خوبی قابل لمس است. نارساییها و چالشهای ساختاری در نظام آموزشوپرورش از یک سو و پیچیدگیهای رفتاری نسل جدید و حتی کودکان از سوی دیگر باعث شده است که معلمان نتوانند آن کارکرد سنتی خود را حفظ کنند.
معلم در دوران متوسطه:
در سطوح متوسطه اول و دوم ، مهارتهای فکری و توان تصمیمگیری دانشآموزان چنان پیش رفته که کمتر از کتابهای درسی یا رفتارهای تربیتی در مدرسه تأثیر میپذیرند.
مؤلفههای متکثر، چندلایه و درهمتنیده بسیاری باعث شدهاند که معلم با دانشآموزی تسلیمناپذیرتر و بیقرار روبهرو باشد. پیچیدگی جامعهپذیری اولیه به گونهای پیش رفته است که دانشآموزان این سطح، سواد رسانهای عمیقی متأثر از شبکههای اجتماعی دارند.
در چنین وضعیتی، معلم دیگر مرجع دانش و تربیت نیست. معلمان در این سطوح با دانشآموزان بیقراری کنشکری دارند که فرمانپذیر نیستند و دقیقاً شاهد افول اقتدار آمرانه در این مقطع هستیم.
دانشآموزان در برابر معلمان خود را تسلیمناپذیر نشان می دهند و ما بر اساس نظریه "یورگن هابرماس"، در مدارس و دانشگاهها نیازمند کنشهای ارتباطی گسترده و گفتوگومحور در برابر بیقراری نسل جدید هستیم.
معلم در دانشگاه:
در آموزش عالی (دانشگاه)، ما نیز نیازمند تغییر در ساختارها هستیم. ساختارها باید معطوف به نیازهای متحولشده دانشجویان باشد. استاد دانشگاه دیگر تنها آموزشدهنده نیست، بلکه باید رهیافتهای تحلیلی عمیقی هم سو با ذهنیتهای سیال دانشجویان ارائه دهد.
دانشجوی امروز آنگونه که "مانوئل کاستلز" اعتقاد داشت، در جامعه شبکهای و سیالی زندگی میکند که دانشها بسیار گسترده و ناهمگن است. اساتید دانشگاه با "ذهنیتهای پرسشگری" روبهرو هستند که بسیار ابهامآلود است و هرگز نسخه واحدی برای پاسخ به آنها وجود ندارد.
با این توصیف از وضعیت کنونی آموزش و تربیت در مدارس و دانشگاه، توانمندسازی معلمان در آموزش و پرورش و اساتید دانشگاه در حوزههای سواد رسانهای، شناخت تعارضات بیننسلی و طراحی یادگیری مبتنی بر حل مسئله، می بایست به عنوان نقش و کارکرد جدید مورد توجه قرار گیرد.
روز معلم یادآور این حقیقت جامعهشناختی است که معلم الزاما متولی دانایی نیست، اما میتواند منادی ساختن معنا در جهان شکنندهٔ امروز باشد. این نقش و کارکرد تازه در نظام آموزشوپرورش و دانشگاه را باید بیش از پیش مورد اعتناء قرار داد. ما برای حل مسئله های آموزشوپرورش و دانشگاه، نیازمند بازتعریف نقشها و کارکردها هستیم. فرایندهای اجتماعی و تحولاتی که مبتنی بر شبکههای اجتماعی و مجازی در حال رخ دادن است، مسائل را پیچیدهتر کرده است.
ما باید تصویری نظاممند از تغییر نقش ها و کارکردها و دگرگونیهای شکلگرفته در نسلهای جدید (از دبستان تا دانشگاه) به رسمیت بشناسیم و مدلهای تربیتی و آموزشی تازهای تعریف کنیم.
*** عصرایران
[کد خبر:AJ53362]