
آینه جم- محمد جوهری
شرح قصه اش پرماجرا و خوانش آن تكراري است. روايتش پرشمار و راويانش دل افكار، ذكر مثالش در قيل اين قال نگنجد و در قالب اين مقال نايد. بله سخن از خطه تفتيده جنوب و استان نخل و دريا،كوه و دشت است با ثروتي بسيار و گنجي سرشار در نقطه و پهنه جنوبي اين خطه. گنجي كه بي شك در دنياي صنعتي و مدرن امروزي و نياز روز افزون به انرژي بسيار گرانبهاتر و حياتي تر از فلز گرانبهاي زرد خودنمايي ميكند. نفت و گاز و پتروشيمي و در يك كلام انرژي. معدن گرانسنگ اين گنج را قادر متعال در اين خطه قرار داد تا با عدالتش جبران جغرافياي سخت و آب و هواي خشن و خاك تفتيده اش كند.
. چهار شهرستان جنوبي و البته جم مدتها پيش از آن بهره برداري از گنج را آغاز نمودند( البته نه صاحبان گنج بلكه جويندگان). مردمان اين خطه با شادي در قلب و لبخند بر لب و مسرور از اكتشاف اين گنج پرسود، در روياي خود كاخ بلند آرزو ساخته و احساس در برج عاج نشسته داشتند و شادمان از اينكه زمان سختي و حرمان به پايان آمده است، اما نه ،انگار چرخ فلك بناي ناسازگاري داشت و گردونه به گونه اي ديگر چرخيد و فلك كج مدار، چرخش ناسازگار آغاز كرد. اين ثروت به همه جا روانه گشت و همه كشور را متنعم نمود( كه البته بايد هم مي نمود) به جز صاحبان اصلي و سرزمين ميزبان. هرچند كه يقينا اين ثروت ملي است و همگان حق داشته و دارند كه از اين خوان گسترده و سفره پهن كرده برخودار شوند اما به طريق اولي نخست حق ميزبان بود كه گرسنه نماند و حسرت به دل نشود ولي سوء مديريت، سياست غلط، كج فهمي و يكسويه نگري اندك مديران ارشد كار را به جايي رساند كه جز تبعيض و جفا در غالب موارد چيزي نصيب ميزبان نشد.
صرف نظر از مديريت كشوري، گمان مي رفت و انتطار اين بود كه در سطح ايالتي، واليان كمي به فكر باشند كه آنهم در اكثر موارد گمان باطل و انتطاري غير عامل بود.انتظار مي رفت كه واليان قبل و والي فعلي استان با ملاحظه، رعايت حق ميزبان نمايند، نه همچون سوداگراني فقط به دنبال منفعت ،آتش بر خرمن آنان بگسترانند. براي يافتن گنج هم رنج لازم است و هم كاشفاني با هوش و سخت كوش و عجبا كه اين گنج بدون رنج به دستان اين كاشفاني افتاد كه هيچ زحمت اكتشافي هم نداشتند و به راحتي هرچه تمام تر به گنجي دست يافتند كه كوچكترين خطري از بابت نيش اژدهاي چنبره زده محافظ گنج وجود نداشت و اساسا بر اين گنج هيچ اژدهايي چنبره نزده بود.سر گران صاحب منصبان كليدي و استانداران قبلي( نه همه) و فعلي ذره اي نگران دل بي قرار محرومان صاحب ثروت نبود و نيست.
مجددا و بر خلاف عرف و رويه و حق و مهم تر از همه قانون، بازهم دست درازي استان در راستاي تضييع حقوق اساسي و مسلم خطه جنوبش نمايان تر شده و شمال استان مد نظر قرار گرفته است. همانطور كه در سطور بالا اشاره نمودم اين ثروت حق همه كشور است و به طريق اولي شمال استان هم كاملا حق برخورداري دارد اما اينكه حق مسلم مردم جنوب فدا شود و جايي ديگر هزينه شود كاملا خلاف عدل و انصاف و قانون است. اينكه به واسطه علاقه و تعلق خاطر داشتن به منطقه اي قانون فدا شود عين ظلم است. قانون آلايندگي و دستور العمل مسؤليتهاي اجتماعي كاملا واضح و صريح و روشن است و هرگونه دورزدن آنها يقينا تضييع حق ٤ شهرستان جنوبي استان و صاحبان اصلي گنج است. نمي شود كه دود و آلايندگي و سرطان و انواع بيماري هاي ريوي را مردم اين خطه تحمل كنند و عوارض آلايندگي در جايي ديگر هزينه شود.
روا نيست و از محور عدالت خارج است كه سفره هاي آب زير زميني در جم بخشكد، طبيعتش نابود شود، جنگل گلوبردكانش بميرد، ساحل زيباي نايبند و كنگان و عسلويه تخريب شوند ولي پول اينها صرف آباداني جايي ديگر شود. مقبول و منصفانه نيست كه ماهيان خليج هميشه فارس از شدت آلايندگي در آبهاي عسلويه و نخل تقي تلف شوند و با دور زدن قانون و با سليقه والي پول اينها از جنوب استان روانه شمالش شود. مگر از تاسيسان خارگ و بهرگان و بي بي حكيمه درشمال استان چيزي به جنوبش رسيده است؟ مگر از درآمد سرشار گمرك مركز استان و كلي صنايع دريايي آنجا ريالي به حساب خطه جنوبش واريز گرديده است؟جناب استاندار محترم و بزرگوار كه در ولايتمداري شما سر سوزني جاي ترديد نيست ولي تصور ميكنم كه قدري دچار احساسات شده ايد و در چارچوب علايق سرزميني محل ولادت و خطه خود گرفتار شده ايد ولي به خاطر داشته باشيد چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است.
اين نقاط زرخيز در جنوب استان به شدت با دشواري هاي گوناگون در مسايل حياتي و زيرساختي از قبيل آموزش و فضاي آموزشي، بهداشت و درمان، آب و فاضلاب، اشتغال، راه و ترابري و حمل و نقل، گراني و تورم مضاعف دست و پنجه نرم مي كنند و ديگر هيچگونه تواني حتي براي تحمل كوچكترين دردي ندارند و ظرفيت رنج كشيدنشان واقعا تكميل و پر شده است پس لطفا با درايت خود مرحمي بر زخمهايشان باشيد نه نمك پاش بر آنها.
[کد خبر:AJ43564]