1zz235f2585.jpg

 

آینه جم/ محمد مهدی بکران 

حسین پناهی چه زیبا می نویسد:

«سلام، خداحافظ...

چیزی تازه‌ اگر یافتید، بر این دو اضافه کن؛

تا بل باز شود این درِ گمشده بر دیوار.»

مدیریت نیز گاهی همین‌قدر کوتاه است؛ یک «سلام» در آغاز و یک «خداحافظ» در پایان. اما میان این دو، آنچه باقی می‌ماند نه عنوان است و نه صندلی و حکم و امضا؛ آنچه می‌ماند، نام نیک، اثر ماندگار و کارنامه‌ای است که از خود بر جای گذاشته‌ایم.

در مورد سالاری، شاید بهترین قضاوت را باید به همین «آنچه باقی مانده» سپرد.

سالاری سبک مدیریتی خاص خود را دارد؛ شجاع، صبور، بادرایت و اهل برنامه. مدیری که کمتر به هیاهو دل می‌بندد و بیشتر به نتیجه می‌اندیشد. پیش رفتن بر اساس برنامه، شناخت درست از میدان و تصمیم‌گیری در بزنگاه‌ها، بخشی از ویژگی‌های مدیریتی اوست؛ اما شاید مهم‌تر از همه، هنر او در دیدن و پرورش آدم‌هاست.

یکی از سرمایه‌های ارزشمند هر مدیر، توانایی کشف استعدادهایی است که شاید هنوز خودشان نیز به ظرفیت‌هایشان واقف نباشند. سالاری در هر مجموعه‌ای که حضور داشته، تلاش کرده است به نسل تازه‌ای از مدیران فرصت دیده‌شدن، تجربه‌کردن و رشد بدهد؛ مدیرانی با نگاه نو، دانش دانشگاهی و شناخت واقعی از میدان عمل. تلفیق «دانش» و «میدان» شاید یکی از مهم‌ترین مختصات سبک مدیریتی او باشد.

به همین دلیل، هر جا که حضور داشته، ردپایی از خود بر جای گذاشته است؛ نه فقط در صورت‌های مالی و گزارش‌های عملکرد، بلکه در آدم‌هایی که رشد کرده‌اند و مدیرانی که فرصت پیدا کرده‌اند بهتر ببینند، بهتر تصمیم بگیرند و مسئولیت‌پذیرتر باشند.

در ماجرای پایان مسئولیت او در سازمان تأمین اجتماعی نیز شاید بتوان نقدهایی درباره نحوه این تغییر مطرح کرد؛ به‌ویژه از منظر اخلاق حرفه‌ای و ضرورت رعایت شأن و کرامت انسانی مدیران. اما انصاف حکم می‌کند میان نقد یک تصمیم و تخریب یک انسان مرز بگذاریم.

با شناختی که از منش و اصالت سالاری وجود دارد، بعید است او علاقه‌مند باشد پایان مسئولیتش به فرصتی برای تاختن به دیگران تبدیل شود. او از آن دسته مدیرانی است که حتی در اختلاف نظرها، ترجیح می‌دهد نیمه پر لیوان را ببیند.

واقعیت این است که در میان گزینه‌های متعدد، به او برای مدیریت سازمان تأمین اجتماعی اعتماد شد و او نیز در مقطعی مهم و در شرایطی دشوار، مسئولیتی سنگین را پذیرفت و کارنامه‌ای از خود به جا گذاشت که درباره آن می‌توان منصفانه و حرفه‌ای قضاوت کرد.

مدیریت، عرصه رفت‌وآمد آدم‌هاست؛ امروز یکی می‌آید و فردا دیگری جای او می‌نشیند. آنچه اهمیت دارد این است که هر مدیر پس از رفتن، چه چیزی از خود باقی می‌گذارد.

شاید یکی از زیباترین اتفاقات درباره سالاری همین باشد که پس از پایان مسئولیتش، موجی از یادداشت‌ها، گفت‌وگوها و پیام‌های تقدیرآمیز درباره او شکل گرفت. این واکنش‌ها، فارغ از هرگونه قضاوت سیاسی یا مدیریتی، یک پیام روشن دارد: جامعه مدیریتی و بدنه کارشناسی، سرمایه انسانی خود را فراموش نمی‌کند.

و چه خوب که هنوز مدیرانی داریم که می‌توان درباره‌شان، به جای تعداد احکام مدیریتی، از تعداد انسان‌هایی گفت که به واسطه حضورشان رشد کرده‌اند.

شاید تقدیر واقعی یک مدیر، نه در مراسم تودیع و نه در قاب عکس‌های رسمی، بلکه در روزهایی باشد که دیگر در آن سازمان حضور ندارد و همچنان نامش با احترام برده می‌شود.

سالاری هم از همین جنس است؛ مدیری جوان، متخصص، مدبر و صاحب سبک که هرجا پا گذاشت، تلاش کرد چیزی بیشتر از یک عنوان مدیریتی از خود به یادگار بگذارد.

سلام و خداحافظی‌ها می‌آیند و می‌روند؛

اما نام نیک، اگر با کارنامه و اخلاق ساخته شده باشد، می‌ماند.

و شاید همان «چیز تازه‌ای» که پناهی می‌گفت، همین باشد؛

انسانی که پس از رفتنش، درِ گمشده‌ای از امید، اعتماد و تجربه را برای نسل بعدی باز بگذارد.

 

 

 

 

[کد خبر:AJ54229]
پايگاه خبري تحليلي آينه ي جم

کانال تلگرامی پايگاه خبري تحليلي آينه ي جم