000004565.jpg

 

 

آینه جم- دکتر جمشید عسکری *

این روزها دوباره تب مذاکره و احیای گفتگوهای هسته ای و یا شاید بیشتر از سوی قدرتهای بزرگ با ایران بر سر زبانها افتاده که میتوان از اجلاس کشورهای شورای همکاری خلیج فارس با اتحادیه اروپا گرفته تا دبیرکل سازمان ملل، مدیر کل آژانس و اظهارات جدید ترامپ و حتی سخنان پوتین مبنی بر دیپلماسی تنها راه حل برنامه هسته ای ایران.

 

سوال اینجاست که آیا شاهد بازی جدیدی از سوی ابرقدرتها در برابر ایران هستیم ؟

یا این فرصتی دوباره برای احیای دیپلماسی در اختیار طرفین خواهد بود.

 

برای بهتر شناختن وضعیت طرفین مذاکره و نیز شرایط فعلی اتفاقات یک سال گذشته را مرور کوتاهی می کنیم.

 

طی یک سال گذشته جریان غرب به رهبری تسلیحاتی آمریکا و با بازی عامل منطقه ای آن اسراییل سعی کرد با الگو برداری از حادثه ۱۱سپتامبر آمریکا (*همان حادثه هفتم اکتبر که هیچ کس از آن اطلاع نداشت، نه ایران ، نه حزب الله و نه حتی بعضی رهبران حماس*!!!!؟؟؟) اینبار در اسراییل همان روشی را که اربابش پیش گرفت انجام دهد. شعار دولت آمریکا حذف القاعده ، شعار اسراییل حذف محور مقاومت (منطقه ای، مذهبی، ایدئولوژیکی) که با این شعار هم بتواند رضایت کشورهای غربی و هم کشورهای عرب منطقه را جلب کند. ابتدا شروع به شخم زدن غزه کرد. و همزمان دست به ترور رهبران حزب الله لبنان و فشارهای سیاسی جهت خلع سلاح آن و حذف این قدرت سیاسی نظامی از معادلات لبنان کرد.

در محور دیگر با لابی های گسترده در بین کشورهایی نظیر ترکیه و روس توانست اسد را از معادلات سوریه حذف کرده و فردی وهابی وابسته به ترکها و همسو با جریان عبری و ضد شیعی را منصوب نماید. همزمان فشارهای آمریکا بر دولت عراق مبنی بر تحت فشار قراردادن گروه های شیعی علی الخصوص حشدالشعبی شدت گرفت.

پس روی کاغذ آنها یکی یکی در حال پیاده کردن اهداف برنامه ریزی شده خود هستند.

در این بین یمن را وارد بازی توافق با آمریکا کرده ، آذربایجان را پایگاه نظامی و جاسوسی خود کردند و ارتباطات ایران را به روسیه و اروپا را با کوریدور زنگه زور محدود تر کردند.

همزمان با افزایش فشارهای منطقه ای و تضعیف جریان مقا‌ومت بازی دیپلماسی و مذاکرات را در ساز و کرنا گذاشتند.

ایران مشغول گفتگوهای برنامه ریزی شده بود که ناگهان اتفاقی که نباید می افتاد رقم خورد.

 

برنامه اصلی آنها انجام شد. ترور دانشمندان هسته ای و فرماندهان نظامی و در آخر بمباران تاسیسات هسته ای.

 

ایران همیشه مظلوم مورد حمله قرار گرفت و جنگ تحمیلی دیگری راه افتاد، هر چند تدبیر هوشمندانه رهبر انقلاب مبنی بر جایگزینی فوری فرماندهان نظامی و نیز پاسخ کوبنده نیروی جان بر کف نظامی کشور اقتدار نظامی و عزم راسخ مبنی بر پاسخ همه جانبه ایران را به دشمن صهیون نشان داد، اما سکوت جامعه جهانی در برابر مظلومیت کشوری با تمدن چندهزار ساله که مورد هجوم قومی وحشی قرار گرفته را بیشتر نمایان کرد. پس جامعه جهانی در واقع یعنی پشم.

اکنون که بیش از چند دهه از دشمنی آمریکا و اسراییل با ایران اسلامی میگذرد و طی این زمان شعار هر دو طرف حذف و محو یکدیگر بوده است به نقطه ای رسیدیم که فقط یک معجزه دیپلماتیک میتواند دشمنی چند دهه ای را به دوستی تبدیل کند.

و گرنه آنها برای گام آخر دوباره شروع به بازی مذاکره کرده اند و همزمان به شکل دیوانه وار فشارهای سیاسی و اقتصادی را در جهت منزوی کردن ایران در جامعه بین الملل و تشدید نارضایتی های اجتماعی انجام می دهند تا دوباره فرصتی جهت ضربه زدن به ایران فراهم شود.

 

 

در پایان؛ 

 وقتی ترامپ برای اولین سفرش خاورمیانه را انتخاب کرد و جمع کردن میلیاردها دلار پول از کشورهای عربی منطقه، همان زمان این پول را با هماهنگی جهت انجام عملیاتهای نظامی در خاورمیانه گرفت و قول داد برای یکبار که شده برایشان آرامش واقعی بیاورد در قبال هزینه و سکوت!!!؟

سپس با بستن پیمان دفاعی هسته ای برای امارات و هند، عربستان و پاکستان و‌حمایت نظامی جدیدش ازقطر ، و شاید در آینده برای بحرین و انگلستان و حتی آذربایجان و اسراییل می خواهد خیال تامین کنندگان مالی جنگ نوین خاورمیانه را نسبت به پیامدهای گسترش آن راحت کند. زیرا هیچ صلح پایداری بدون جنگ بزرگی صورت نگرفته، پس باید و به اجبار خود را برای جنگی بزرگ آماده کرد ولو اینکه هیچ وقت اتفاق نیفتد ان شاالله.

 

اینجاست که این بار ایران یا باید بسوزد و بسازد یا یکبار برای همیشه با استفاده از ظرفیتهای خود و چتر هسته ای کشورهای همسو نظیر چین ، روس و یا حتی کره شمالی در قبال تحدیدهای نظامی بیشتردر امان باشد.

 

 

*استاد دانشگاه و فعال سیاسی جم

 

 

 

[کد خبر:AJ51672]
پايگاه خبري تحليلي آينه ي جم

کانال تلگرامی پايگاه خبري تحليلي آينه ي جم