


آینه جم: مدیرکل حفاظت محیط زیست استان بوشهر می گوید: مدیریت پسماندها در سطح شهری و روستایی، وظیفه اصلی شهرداریها و دهیاریهاست و اداره کل محیط زیست در این میان، نقش ناظر، پایشگر و نمونهبرداری را بر عهده دارد.
به گزارش آینه جم؛ عبدالرحمن مرادزاده در ایستگاه رسانه ای اجتماع مردمی میدان امام بوشهر افزود: جایگاههای دفع پسماند به عنوان منابع آلاینده شناخته میشوند و نام شهرداری یا شرکت بهرهبردار این جایگاهها در فهرست منابع آلاینده زیستمحیطی ثبت میشود.
مرادزاده به وضعیت تجهیزات پردازش پسماند در استان اشاره کرد و گفت: تاکنون دستگاه پردازش پسماند در هیچ نقطهای از استان وجود نداشت. این دستگاهها نقش بسیار مؤثری در تفکیک پسماند و کاهش حجم دفنی ایفا میکنند، زیرا هرچه پسماند کمتری دفن شود، مدیریت پسماند به سمت بازیافت و استفاده مجدد هدایت خواهد شد.
مرادزاده خبر داد: در حوزه شهری، تاکنون هیچیک از مناطق دارای لندفیل (سایت پسماند) استاندارد نبودند. استاندارد از این نظر که شیرابه و آثار پسماند به خاک نفوذ نکند و آلاینده ها مدیریت شود..
وی ادامه داد: در حال حاضر، 5 شهرستان استان گزارشهای ارزیابی خود را ارائه کردهاند و عملیات اجرایی ایجاد لندفیل استاندارد در عسلویه با 80 درصد پیشرفت فیزیکی در حال انجام است. همچنین گزارش ارزیابی بوشهر نیز ارائه شده و پس از تأیید، عملیات اجرایی آغاز خواهد شد.
وی همچنین از اقدامات شهرداری های گناوه و بوشهر برای خرید دستگاه پردازش پسماند خبر داد که گامی مهم در کاهش پسماند دفنی و افزایش تفکیک محسوب میشود.
دو منطقه شکار ممنوع جدید در استان
مدیرکل حفاظت محیط زیست استان در بخش دیگری از این نشست خبر داد: در استان بوشهر ۹ منطقه تحت مدیریت و حفاظت وجود دارد که معادل ۱۱ درصد استان است.
وی اضافه کرد: ۲ منطقه شکار ممنوع نیز در شهرستانهای جم و گناوه در حال معرفی است. همچنین یک منطقه کاملاً دریایی با عنوان «شاه علم» که در فاصله حدود ۱۰۰ کیلومتری از ساحل پارک ملی نایبند قرار دارد شناسایی شده که دارای جزیره زیرآبی و اجتماعات مرجانی است.
مدیرکل حفاظت محیط زیست استان بوشهر گفت: در مناطق کنگان و عسلویه حدود ۱۰۰ فلر فعال وجود دارد که برنامههایی برای مدیریت و کاهش اثرات زیستمحیطی آنها در دست پیگیری است/ خلیج فارس

آینه جم- سارا ترابی
قیمتها زودتر از آنچه فکر میکنیم بالا میروند و درآمد ما فقط تماشاگر میماند.
گرانی هم همیشه از تابلوی قیمت یا خبر رسمی نمیآید؛ گاهی از دلِ بستهبندی خودش را لو میدهد.
قفسه فروشگاه در نگاه اول همان قفسه همیشگی است. اما کافیست نوشتههای ریز کنار بارکد را بخوانید: حجم کمتر شده، وزن پایین آمده، تعداد کاهش پیدا کرده؛ بیسروصدا و موذیانه.
بسته چیپس همان فرم آشنا را دارد، اما هوا بیشتر و سهم محصول کمتر است. دستمال کاغذی برگهای کمتری دارد، بیسکویتها یکی دو عدد کمتر یا کوچکتر شدهاند و خیلی از کالاها با ظاهر قبلی، محتوای کمتری به خانه میآورند. یعنی گرانی فقط عدد قیمت نیست؛ گاهی مقدار کالایی است که در برابر همان پول میگیریم.
شرکتها میدانند مصرفکننده اول به عدد قیمت نگاه میکند، نه وزن و حجمِ چاپشده با فونت ریز. برای همین بهجای افزایش ناگهانی قیمت، مقدار محصول را کم میکنند تا قیمت ظاهراً قابلتحمل بماند. ظاهر همان است، اما ارزش واقعی خرید آرامآرام آب میرود.
این ترفند واکنشی به تورم است. تولیدکننده بین دو گزینه میماند: یا قیمت را مستقیم بالا ببرد و ریسک افت فروش را بپذیرد، یا مقدار را کم کند و قیمت را ثابت نگه دارد. خیلیها راه دوم را انتخاب میکنند، چون واکنش بازار ملایمتر است؛ اما این «ملایمت» برای مصرفکننده واقعی نیست، فقط دیرتر دیده میشود.
نتیجه روشن است: شما حتی مباغ بالاتری پرداختهاید، اما کالای کمتری گرفتهاید و باید زودتر دوباره خرید کنید. برای بودجه خانوار، این تفاوتی با گرانی مستقیم ندارد؛ فقط پنهانتر است.
در خانهای که درآمد ثابت مانده و هزینهها بالا میرود، کوچکشدن نامحسوس کالاها یعنی خریدهای بیشتر، فشار روانی بیشتر و افت استاندارد مصرف. خانواده آخر ماه میبیند هم یخچال زودتر خالی شده، هم حساب بانکی زودتر به خط قرمز رسیده است.
مصرفکننده حق دارد دقیق و شفاف بداند چه میخرد. بازار سالم، بازاری است که رقابت در آن بر پایه کیفیت و قیمت واقعی باشد، نه خطای ادراکی مشتری.
گرانیِ امروز گاهی آرام و بیحاشیه وارد سبد خرید میشود؛ با همان بستهبندی آشنا و همان قیمتِ ظاهراً ثابت. اما اثرش کاملاً واقعی است: کالای کمتر، خرید بیشتر، فشار سنگینتر.
خلیجفارس

آینه جم؛ سجاد بهزادی - در تقویم رسمی ما، دوازدهم اردیبهشتماه "روز معلم" است. امروز به نظر میرسد با توجه به تحول نسلی شکلگرفته در جامعه، انتقال دانش در مدارس و دانشگاه از یک سو و ابعاد تربیتی و چالشهای اجتماعی از سوی دیگر با دشواریهای تازهای روبهروست و ما نیازمند بازتعریف و بازنگری در نقشها و کارکردها هستیم.
سالهای تدریس من در مدرسه و دانشگاه در دوران اخیر، مانند دیگر همکارانم، با تجربههایی نو همراه بوده است. نظام آموزش و تربیت رسمی، طی سالهای گذشته از نظر نقش و کارکردها دیگر تابع وضعیت پیشین خود نیست و بهویژه در منطق تربیت، دگرگونیهای بیننسلی آن بسیار عمیق بوده است.
معلم در دبستان:
نظام آموزشی دیگر تکصدای مرجع نیست. دیگر یک معلم الزاماً نمیتواند نقش کلیدی در شکلگیری مهارت های اجتماعی و شناختی کودک ایفا کند.
از نگاه آنتونی گیدنز، امروز شاهد "جداشدگی نهادی: دانش از مدرسه و دانشگاه هستیم؛ یعنی دانشآموز میتواند بدون واسطه معلم، به انبوهی از اطلاعات دست یابد. در این شرایط، نقش معلم نه کاهش یافته، بلکه دگرگون شده است.
این مسئله از همان دوره دبستان به خوبی قابل لمس است. نارساییها و چالشهای ساختاری در نظام آموزشوپرورش از یک سو و پیچیدگیهای رفتاری نسل جدید و حتی کودکان از سوی دیگر باعث شده است که معلمان نتوانند آن کارکرد سنتی خود را حفظ کنند.
معلم در دوران متوسطه:
در سطوح متوسطه اول و دوم ، مهارتهای فکری و توان تصمیمگیری دانشآموزان چنان پیش رفته که کمتر از کتابهای درسی یا رفتارهای تربیتی در مدرسه تأثیر میپذیرند.
مؤلفههای متکثر، چندلایه و درهمتنیده بسیاری باعث شدهاند که معلم با دانشآموزی تسلیمناپذیرتر و بیقرار روبهرو باشد. پیچیدگی جامعهپذیری اولیه به گونهای پیش رفته است که دانشآموزان این سطح، سواد رسانهای عمیقی متأثر از شبکههای اجتماعی دارند.
در چنین وضعیتی، معلم دیگر مرجع دانش و تربیت نیست. معلمان در این سطوح با دانشآموزان بیقراری کنشکری دارند که فرمانپذیر نیستند و دقیقاً شاهد افول اقتدار آمرانه در این مقطع هستیم.
دانشآموزان در برابر معلمان خود را تسلیمناپذیر نشان می دهند و ما بر اساس نظریه "یورگن هابرماس"، در مدارس و دانشگاهها نیازمند کنشهای ارتباطی گسترده و گفتوگومحور در برابر بیقراری نسل جدید هستیم.
معلم در دانشگاه:
در آموزش عالی (دانشگاه)، ما نیز نیازمند تغییر در ساختارها هستیم. ساختارها باید معطوف به نیازهای متحولشده دانشجویان باشد. استاد دانشگاه دیگر تنها آموزشدهنده نیست، بلکه باید رهیافتهای تحلیلی عمیقی هم سو با ذهنیتهای سیال دانشجویان ارائه دهد.
دانشجوی امروز آنگونه که "مانوئل کاستلز" اعتقاد داشت، در جامعه شبکهای و سیالی زندگی میکند که دانشها بسیار گسترده و ناهمگن است. اساتید دانشگاه با "ذهنیتهای پرسشگری" روبهرو هستند که بسیار ابهامآلود است و هرگز نسخه واحدی برای پاسخ به آنها وجود ندارد.
با این توصیف از وضعیت کنونی آموزش و تربیت در مدارس و دانشگاه، توانمندسازی معلمان در آموزش و پرورش و اساتید دانشگاه در حوزههای سواد رسانهای، شناخت تعارضات بیننسلی و طراحی یادگیری مبتنی بر حل مسئله، می بایست به عنوان نقش و کارکرد جدید مورد توجه قرار گیرد.
روز معلم یادآور این حقیقت جامعهشناختی است که معلم الزاما متولی دانایی نیست، اما میتواند منادی ساختن معنا در جهان شکنندهٔ امروز باشد. این نقش و کارکرد تازه در نظام آموزشوپرورش و دانشگاه را باید بیش از پیش مورد اعتناء قرار داد. ما برای حل مسئله های آموزشوپرورش و دانشگاه، نیازمند بازتعریف نقشها و کارکردها هستیم. فرایندهای اجتماعی و تحولاتی که مبتنی بر شبکههای اجتماعی و مجازی در حال رخ دادن است، مسائل را پیچیدهتر کرده است.
ما باید تصویری نظاممند از تغییر نقش ها و کارکردها و دگرگونیهای شکلگرفته در نسلهای جدید (از دبستان تا دانشگاه) به رسمیت بشناسیم و مدلهای تربیتی و آموزشی تازهای تعریف کنیم.
*** عصرایران

آینه جم: کارگران پیمانکاری نهادهای مختلف امیدوارند مقدمات اجرای دستور رئیس جمهور برای برچیده شدن شرکتهای پیمانکاری به سرعت اجرایی شود.
به گزارش آینه جم؛ بسیاری از کارگران شرکتی در دستگاههای اجرایی و صنایع نفت و گاز معقتدند: سالهاست در انتظار حذف شرکتهای پیمانکاری هستیم؛ امیدواریم اینبار این قول و وعده جدی باشد؛ شرکتهای پیمانکاری را برچینند و مقدمات قرارداد مستقیم شدن کارگران نهادهای مختلف را فراهم آورند.
کارگران پیمانکاری و ارکان ثالث نهادهای مختلف، بیش از هفت سال است در انتظار وعده دولتها و مجالس مختلف برای حذف شرکتهای پیمانکاری هستند.
مسعود پزشکیان، رئیس جمهور، در توئیتی به مناسبت روز جهانی کارگر نوشت: «در نوجوانی کارگری کردهام، نان پربرکت این شغل شریف را خوردهام و به آن افتخار میکنم. میدانم کارگر بودن یعنی نجابت، صبوری، عزتمند، ایستادگی در برابر دشواریها و ساختن آیندهای بهتر برای آنهایی که دوستشان داریم. آنطور که وعده دادهبودم دستور جمعکردن شرکت های پیمانکاری را صادر کردم».
حالا کارگران در انتظار اجرای سریع این دستور هستند.