5 سلاح مخفی جنگ جهانی اول که دنیا را در وحشت فرو بردند (+تصاویر)

 

جنگ جهانی اول نقطه عطفی در تاریخ بشریت بود که شیوه نبردها را برای همیشه تغییر داد. برای نخستین بار در تاریخ، کشورهای قدرتمند جهان ماشین آلات صنعتی، علم شیمی، هوانوردی و مهندسی سنگین را با یکدیگر ترکیب کردند تا در میدان نبرد به کار بگیرند.

در پشت پرده خندق های تاریک و آتش بی امان توپخانه ها، چندین کشور به صورت مخفیانه دست به توسعه تسلیحات عجیب و وحشتناکی زدند. هدف از ساخت این سلاح ها، غافلگیر کردن دشمن و شکستن بن بست طولانی مدت جنگ های خندقی بود. در ادامه به بررسی 5 سلاح مخفی و شگفت انگیز می پردازیم که جنگ جهانی اول را به یکی از تکان دهنده ترین تقابل های فناورانه تاریخ تبدیل کردند.

شعله افکن ها؛ کابوس آتشین خندق ها

یک سلاح شعله افکن در جنگ جهانی اول

 

آلمان اولین کشوری بود که در طول جنگ جهانی اول، از شعله افکن های قابل حمل به صورت موثر در خطوط مقدم استفاده کرد. این تسلیحات مخوف، جریان هایی از سوخت مایع در حال اشتعال را به طور مستقیم به درون خندق ها و سنگرهای بتنی دشمن شلیک می کردند.

در فضای محدود جنگ های خندقی، جایی که سربازان معمولا در پناهگاه ها یا مواضع مستحکم پنهان می شدند، شعله افکن ها ابزاری فوق العاده کارآمد برای بیرون کشیدن نیروها از پناهگاه هایشان بودند. اگرچه آمار واقعی تلفات ناشی از شعله افکن ها در مقایسه با آتش توپخانه یا مسلسل ها نسبتا پایین بود، اما اثر روانی آن ها روی سربازان فراتر از حد تصور بود. بسیاری از نظامیان به دلیل جراحات بی رحمانه و هولناکی که این سلاح ایجاد می کرد، بیش از هر گلوله ای از شعله افکن ها هراس داشتند.

 

توپ پاریس؛ شلیک از آستانه فضا

توپ پاریس

توپ پاریس ساخت ارتش آلمان، بیشتر شبیه به ابزارهای فیلم های علمی-تخیلی بود تا یک سلاح واقعی در سال 1918. این ابرتوپخانه عظیم الجثه قادر بود گلوله های خود را تا مسافتی بیش از 120 کیلومتر شلیک کند؛ این بدان معنا بود که آلمان ها می توانستند بدون نیاز به نزدیک شدن به پایتخت فرانسه، پاریس را از فاصله ای بسیار دور بمباران کنند.

نکته شگفت انگیزتر درباره این سلاح، مسیر حرکت گلوله های آن بود. پرتابه ها به قدری بالا می رفتند که پیش از سقوط به سمت زمین، برای مدت کوتاهی وارد لایه استراتوسفر جو می شدند! هنگامی که حملات این توپ جنگی در سال 1918 آغاز شد، مردم پاریس در ابتدا تصور می کردند که هواپیماها در حال فرو ریختن بمب هستند، زیرا خود توپ به قدری دور بود که صدای شلیک آن اصلا شنیده نمی شد. با وجود اینکه توپ پاریس دقت بالایی نداشت، اما به یک سلاح روانی قدرتمند تبدیل شد و نشان داد که کشورها دهه ها قبل از اختراع موشک ها، در حال آزمایش بمباران های دوربرد بوده اند.

گازهای سمی؛ مرگ خاموش در جهت وزش باد

استفاده از گازهای سمی در جنگ جهانی اول

جنگ شیمیایی بدون شک یکی از تاریک ترین و تلخ ترین صفحات کتاب جنگ جهانی اول است. ارتش آلمان برای نخستین بار در مقیاس وسیع، در جریان «دومین نبرد ایپر» در سال 1915 از گاز کلر استفاده کرد. مدت کوتاهی بعد، هر دو طرف جبهه دست به توسعه گازهای به مراتب مرگبارتری مانند گاز فسژن و گاز خردل زدند.

برخلاف گلوله ها یا انفجارها، گازهای سمی به آرامی و با بی رحمی به بدن قربانی حمله می کردند. سربازان با سوختگی های شدید پوستی، نابینایی و آسیب های حاد ریوی مواجه می شدند؛ بسیاری از آن ها در اثر خفگی جان خود را از دست دادند و کسانی هم که زنده ماندند، تا پایان عمر با آسیب های جسمی دائمی دست وپنجه نرم کردند. با ورود این سلاح به میدان، ماسک های گاز خیلی سریع به تجهیزات حیاتی برای بقا تبدیل شدند و سربازان با هر تغییر جهت وزش باد، غرق در وحشت یک حمله ناگهانی شیمیایی می شدند.

زپلین ها؛ غول های مهاجم آسمان

زپلین

سال ها پیش از آنکه بمب افکن های مدرن امروزی پا به عرصه بگذارند، آلمان از کشتی های هوایی غول پیکر زپلین برای حمله به شهرها از فراز آسمان استفاده می کرد. این وسایل نقلیه هوایی عظیم که با گاز هیدروژن پر می شدند، با عبور از کانال مانش، حملات بمباران گسترده ای را علیه بریتانیا و به ویژه شهر لندن انجام دادند. برای بسیاری از غیرنظامیان، این اولین باری بود که جنگ مستقیما به بالای سقف خانه هایشان رسیده بود.

در اوایل جنگ، متوقف کردن زپلین ها کار بسیار دشواری بود؛ چرا که آن ها می توانستند در ارتفاعی بالاتر از حد پرواز هواپیماهای جنگنده آن دوران حرکت کنند. با این حال، آن ها یک نقطه ضعف بزرگ و ساختاری داشتند: گاز هیدروژن. به محض اینکه استفاده از مهمات آتش زا توسط مدافعان زمین و هوا رایج شد، زپلین ها در صورت اصابت گلوله، به گلوله های آتشین و غول پیکری در آسمان تبدیل می شدند که راهی برای نجاتشان نبود.

یوبوت ها؛ شکارچیان نامرئی اعماق دریا

یوبوت آلمان نازی

زیردریایی های آلمانی که به «یوبوت» معروف بودند، راهبرد جنگ های دریایی را به طور کامل بازنویسی کردند. این ماشین های جنگی در زیر سطح آب عمل می کردند و بدون دادن کمترین هشدار یا نشانه ای، به کشتی های دشمن یورش می بردند.

در آن دوران، بریتانیا به شدت به مواد غذایی و تدارکات وارداتی وابسته بود و آلمان بر این باور بود که با یک جنگ زیردریایی تمام عیار می تواند این کشور را از بقیه جهان جدا کرده و به زانو درآورد. یوبوت ها علاوه بر ناوهای نظامی، کشتی های غیرنظامی را نیز هدف قرار می دادند که غرق شدن کشتی مسافربری معروف «آر ام اس لوزیتانیا» در سال 1915 یکی از نمونه های آن بود. موفقیت چشمگیر یوبوت ها، نیروی دریایی کشورهای جهان را مجبور کرد تا تاکتیک های جدیدی نظیر سیستم های حفاظتی کاروان های دریایی و فناوری های ضدزیردریایی را توسعه دهند؛ تجربیاتی که سال ها بعد در جنگ جهانی دوم نقشی حیاتی ایفا کردند.

جدول مشخصات کلیدی سلاح های استراتژیک جنگ جهانی اول

نام سلاح

کشور توسعه دهنده اصلی

نوع عملکرد اصلی

بیشترین تاثير

شعله افکن

آلمان

پاکسازی سنگرها با سوخت مایع

جنگ روانی شدید و جراحات هولناک

توپ پاریس

آلمان

توپخانه ابر-دوربرد استراتوسفریک

بمباران پایتخت ها از فاصله 120 کیلومتری

گازهای سمی

آلمان / متفقین

جنگ شیمیایی (کلر، خردل، فوسژن)

ایجاد خفگی، نابینایی و صدمات ریوی دائمی

زپلین

آلمان

کشتی هوایی بمب افکن غول پیکر

کشاندن جنگ به حریم هوایی شهرهای غیرنظامی

یوبوت

آلمان

زیردریایی مخفی کار تهاجمی

قطع شریان های اقتصادی و ناوگان تدارکاتی

تنظیم و ترجمه: محمدمهدی حیدرپور

قلعه سامتسانو در ایتالیا/ نمونه ای از معماری نئو موریش / چه ارتباطی با معماری اسلامی دارد؟ / مورد علاقه تهیه کنندگان فیلم و سریال (+تصاویر)

 

قلعه سامتسانو در منطقه توسکانی ایتالیا یکی از شاخص ترین نمونه های معماری نئو موریش در اروپا به شمار می رود. این بنا در ابتدا حدود سال 1605 میلادی توسط یک نجیب زاده اسپانیایی ساخته شد و در قرن نوزدهم میلادی توسط فردیناندو پانچیاتی زیمینس د آراگونا بازطراحی و به شکل کنونی تبدیل شد. این بازسازی بین سال های 1853 تا 1889 انجام شد و طی آن مجموعه به یکی از بزرگ ترین نمونه های این سبک معماری تبدیل شد.

این مجموعه دارای 365 اتاق است که هر کدام تزئینات کاملا متفاوت و منحصر به فرد دارند و هیچ دو فضای داخلی مشابه هم نیستند. همین ویژگی باعث شده این بنا بیشتر شبیه یک مجموعه هنری بزرگ باشد تا یک کاخ معمولی. یکی از معروف ترین بخش های آن اتاق طاووس است که با رنگ های زنده و جزئیات بسیار پیچیده شناخته می شود.

در سال 1878 میلادی امبرتو یکم پادشاه ایتالیا از این مجموعه بازدید کرد که نشان دهنده اهمیت تاریخی آن در آن دوره است. پس از جنگ جهانی دوم این بنا مدتی به عنوان هتل لوکس مورد استفاده قرار گرفت اما بعدها متروکه شد و برای سال ها بسته ماند.

 

در سال 2012 گروهی با هدف حفاظت و احیای این بنا تشکیل شد که فعالیت آن تا سال 2013 ادامه داشت. این مجموعه در سال های اخیر نیز در فرهنگ عامه حضور داشته و در برخی آثار تصویری و سینمایی به عنوان لوکیشن مورد استفاده قرار گرفته است.

این قلعه سامتسانو علاوه بر ارزش تاریخی و معماری، به عنوان یک لوکیشن سینمایی خاص و شناخته شده نیز همواره مورد توجه تهیه کنندگان فیلم و سریال تاریخی قرار داشته است.

 

گفتنی است؛ معماری نئو موریش یک سبک احیایی است که در قرن نوزدهم میلادی شکل گرفت و از معماری اسلامی شمال آفریقا و اندلس الهام می گیرد. در این سبک از قوس های نعل اسبی، تزئینات هندسی پیچیده، رنگ های زنده و نقش های تکرارشونده برای ایجاد فضایی تزئینی و چشمگیر استفاده می شود. این سبک بیشتر در کاخ ها، ویلا ها و بنا های لوکس اروپایی به کار رفته تا حال و هوایی شرقی، مجلل و خیال انگیز ایجاد کند، بدون اینکه لزوما کارکرد مذهبی داشته باشد.

ویکیپدیا نیز در تعریف این سبک معماری نوشته است: 

معماری احیای موری نئوموریک یکی از سبک‌ های احیای معماری است که توسط معماران اروپا و آمریکا در پی شرق‌ شناسی رمانتیسم اتخاذ شد. این سبک پس از اواسط قرن نوزدهم به اوج محبوبیت خود رسید، که بخشی از گسترش واژگان مفصلی بود که از منابع تاریخی فراتر از سبک‌ های آشنای کلاسیک و گوتیک گرفته شده بود. معماری نئوموریک از عناصری از معماری اسلامی مغربی و در نتیجه از معماری اسلامی بهره می‌ برد.

تنظیم و ترجمه: مازیار دانیالی

 

 

 باران به تالاب حله جان دوباره داد

 

U0008a6c4.jpeg

آینه جم: بازگشت صدای پرندگان و نسیمی آرام که تن زمین را نوازش می دهد، نوید روزهای خوب تالاب حله را می دهد.

به گزارش آینه جم؛ تالاب ها ذخیره گاه زمین هستند؛ چیزی بین مرداب و دریاچه با دنیایی زیبا و پیچیده. یکی از این تالاب ها در بوشهر با نام حله قرار دارد که اگرچه بسیاری از سالها در هجوم خشکسالی بسیار آسیب دیده، اما در بارندگی های سال آبی جاری خصوصا سامانه بارشی اخیر، جان دوباره گرفت و بوی زندگی می دهد.

همه چیز از نزدیکی روستای درودگاه دشتستان آغاز می شود. جایی که رود دالکی و شاپور به یکدیگر می پیوندند و رودی پرآب به نام حله متولد می شود.

حله رودخانه ای است که از شهرها و روستاهای بوشهر می گذرد و در نهایت در بندر گناوه خودش را به خلیج فارس می رساند؛ اما یک شاخه فرعی از رودخانه حله جدا شده و خود را به نزدیکی روستای کره بند در شهرستان بوشهر می رساند و به تالابی می ریزد که به تالاب حله معروف است و منبع اصلی تامین آب تالاب است.

تالاب اما عمر آنچنانی ندارد. در حوالی سال 1343 خورشیدی رودخانه حله طغیان می کند و اینجا در 10 کیلومتری ساحل تالابی زیبا شکل می گیرد که چیزی در حدود 20 هزار هکتار وسعت دارد.

تالاب حله در سال 1355 به عنوان منطقه حفاظت شده تعیین شده است. گاهی جزر و مد خلیج فارس خودش را به تالاب می رساند و سطح آبش را افزایش می دهد و گاهی سرریز آب تالاب به خلیج فارس می ریزد. نیزاری وسیع سرتاسر تالاب را فرا گرفته و اطراف تالاب را نیز مراتع و چراگاه هایی سرسبز فرا گرفته است.

تالاب حله جان دوباره گرفت

مدیرکل حفاظت محیط زیست استان بوشهر گفت: بارش‌های اخیر جانی دوباره به تالاب حله داد و این پهنه ارزشمند زیست‌محیطی را سیراب کرد.

عبدالرحمن مرادزاده افزود: با بارش‌های پربرکت در فروردین ماه تالاب حله که یکی از مهم‌ترین زیست‌بوم‌های آبی جنوب کشور است، جان دوباره گرفت.

وی افزود: لایروبی تالاب و احیای شاخه اصلی رودخانه، ورود روان‌آب‌ها و سیلاب‌های ناشی از بارندگی‌های اخیر، بخش وسیعی از پهنه خشک شده تالاب را زیر آب برده است. این اتفاق علاوه بر اینکه شرایط زیستی بسیار مطلوبی را برای احیای پوشش گیاهی منطقه، فراهم آورده است، خطر وقوع پدیده گرد و غبار در مناطق همجوار را به شدت کاهش می‌دهد.

مدیر کل حفاظت محیط زیست استان با اشاره به اهمیت تالاب حله در حفظ تنوع زیستی گفت: آبگیری مناسب تالاب در این مقطع از سال، نویدبخش سالی پربار برای حیات وحش منطقه است. این شرایط، محیطی امن و غنی برای زادآوری پرندگان بومی و همچنین استراحتگاهی مناسب برای پرندگان مهاجر عبوری ایجاد کرده و رونق اکولوژیکی را به منطقه بازگردانده است.

 

 

قبل و بعد دیدنی از ترکیه(تصویری)

 

قبل و بعد دیدنی از ترکیه(تصویری)

آینه جم- تاریخ یک شاهد خاموش است، اما بقایای آن با ما سخن می گویند. از تماشاخانه های پرشکوه افسوس تا دیوارهای عظیم استانبول، آثار تاریخی ترکیه بخشی از تاریخ را روایت می کند. این بناهای باستانی، بازدیدکنندگان را به سفری در تاریخ می برند و به آن ها نشان می دهند که چگونه یک قبل و بعد جالب شکل گرفته است...

از روم باستان تا ترکیه امروز؛ سفر در دل تاریخ از نگاهی متفاوت

از روم باستان تا ترکیه امروز؛ سفر در دل تاریخ از نگاهی متفاوت

 

شاهکار زرگری رنسانس در موزه لوور (+تصاویر)

شاهکار زرگری رنسانس در موزه لوور (+تصاویر)

با کلاهخود افسانه ای شارل نهم آشنا شوید؛ شاهکاری از طلا و مینا که هنر زرگری رنسانس را به رخ می کشد.

آینه جم - در میان گنجینه های سلطنتی فرانسه، اثری وجود دارد که مرز بین «جنگ افزار» و «جواهر» را از بین برده است. موریون (Morion) شارل نهم، نه تنها یک وسیله حفاظتی، بلکه اوج هنر فلزکاری و نمادی از شکوه دربار فرانسه در سده شانزدهم میلادی است. این کلاهخود که توسط پیر ردون (Pierre Reddon)، زرگر نامدار فرانسوی ساخته شده، امروز به عنوان یکی از ارزشمندترین دارایی های موزه لوور شناخته می شود.

کلاهخود طلایی شارل نهم

پیر ردون؛ جادوی طلا روی فولاد

در فاصله سال های 1555 تا 1560 میلادی، پیر ردون ماموریت یافت تا کلاهخودی درخور پادشاه فرانسه خلق کند. او با استفاده از تکنیک های پیشرفته آن زمان، بدنه ای از فولاد سخت را با لایه هایی از طلا و مینا تزئین کرد.

آنچه این اثر را متمایز می کند، جزئیات خیره کننده آن است:

  • حکاکی های اساطیری: در دو طرف کلاهخود، صحنه هایی از اساطیر کلاسیک یونان و روم با ظرافتی بی نظیر به دست طلا سپرده شده اند.
  • تکنیک میناکاری: استفاده از مینای رنگی برای برجسته سازی فیگورها، تضاد بصری فوق العاده ای با درخشش طلا و تیرگی فولاد ایجاد کرده است.
  • آستر اشرافی: نمای داخلی کلاهخود با ابریشم قرمز مرغوب پوشانده شده و لبه های آن با نخ های طلا گلدوزی شده است تا راحتی و تجمل را همزمان برای پادشاه فراهم کند.

نماد قدرت در عصر رنسانس

کلاهخودهای مدل «موریون» معمولا توسط پیاده نظام و محافظان استفاده می شد، اما نسخه متعلق به شارل نهم یک نسخه تشریفاتی بود. این کلاهخود پیامی روشن داشت: پادشاه فرانسه نه تنها یک فرمانده نظامی، بلکه حامی بزرگ هنر و فرهنگ رنسانس است.

اشکال و فیگورهای روی کلاهخود، پیروزی نظم بر هرج و مرج را به تصویر می کشند که استعاره ای از حکومت پادشاه در دوران پرآشوب جنگ های مذهبی فرانسه بود.

کلاهخود طلایی شارل نهم

چرا این کلاهخود یک گنجینه ملی است؟

بسیاری از جواهرات سلطنتی فرانسه در طول انقلاب ها ذوب شدند یا به غارت رفتند، اما این کلاهخود به دلیل ارزش هنری بی همتایش جان سالم به در برد. امروزه محققان آن را یکی از کامل ترین نمونه های باقی مانده از زره های تزئینی (Armor of Parade) در جهان می دانند.

شناسنامه فنی کلاهخود شارل نهم

ویژگی

جزئیات اثر

صاحب

شارل نهم (پادشاه فرانسه)

هنرمند سازنده

پیر ردون (Pierre Reddon)

تاریخ ساخت

حدود 1555-1560 میلادی

جنس بدنه

فولاد آب دیده

تزئینات

طلاکاری، حکاکی و میناکاری

محل نگهداری

موزه لوور، پاریس

جدیدترین مطالب