آینه جم/ امید زاهد

نوشتن برای محسن دلواری زاده، شاعر، بازیگر تئاتر و مردی که به قول مانایاد منوچهر آتشی «بوی او را از خودش و شعرهایش استشمام می‌توان کرد...» کاری است بس دشوار... . مردی که صدای پای غروب را می‌شنید، با دریا حرف می‌زد و در شعرهایش به زبان اهل دل سخن می‌گفت. از تلّ عاشقان و طاق خونی، زائران جبری، ظلم آباد و سنگی می‌سرود. 


از راست: تاجدینی، منوچهر آتشی، امید غضنفر، ماشا رضازاده، عبدالمجید زنگویی، فیروزی
نشسته: محسن دلواری زاده، حمید درختیان(خرداد 1377)

اما چه بهتر که به مقدمه استاد منوچهر آتشی چهره ماندگار ادبیات ایران در چاپ اولین دفتر شعر زنده یاد محسن دلواری زاده به نام «زیر طاق دق» رجوع کنیم که در توصیف شاعر و شعرش چه خوش گفت: «کسی که وجودش سرشار از جنون و مایه شاعری است. انسانی شوریده و سرگشته که عشق به خانواده را با عشق به شعر و هنر آمیخته و پیوسته در میان چند قطب دلبستگی با سر می‌دود و شعر را بیش از آنکه بنویسد، زندگی می‌کند. اگر بخواهم نمونه‌ای از شیوه شاعریش را عرضه کنم و حتی اگر بخواهم به او سفارشی در زمینه سرایش داشته باشم، نخستین شعر این گزینه بهترین نمونه است. شعری که در آن کلمات از گلوی صداقت جاری می‌شوند و کام و ناکامی را در تصویرهایی محدود بر کاغذ جاری می‌سازند، شعر که به زیبایی رویایی آغاز می‌شود، در پایان به لیریسم دلپذیری برمی‌گردد که کل شعر را از تلخ گویی نجات می‌دهد. وی گرایش شدید مذهبی را چاشنی شعرهایی با زبانی غیرفرمالیستی می‌نماید که بازگوینده منش دینی و خدا اندیشی همیشگی اوست».


زنده‌یاد محسن دلواری زاده و استاد علی باباچاهی (خرداد 1377)

دیگر آنکه به نوشته دکتر بشیر علوی در کتاب «نیم قرن شعر بوشهر»، زبان شعر دلواری زاده در اولین دفتر شعر «زیر طاق دق» بسیار قوی و ژرف و ترکیبات ابتکاری و شهامت ترکیب سازی و جمله بندی در بهترین مدل صورت گرفته است: «در محور بومی رویکرد خوبی دارد و ایماژهای خوبی در این زمینه تولید کرده (سازش با واژه‌ها و ایماژهای بومی) که عموما با واژه‌های دریا، صدف، صید، ماهی، مرجان، ظلم آباد و... ترسیم شده است».

شعر دلواری زاده هر چه به پیش رفته به قول استاد بشیرعلوی «سطح اندیشگی بالاتری دارد و اجتماعی‌تر و فلسفی‌تر» شده است: «صدای انسانیت از شعرش برمی‌آید»، رنگ و بوی «عاطفه انسانی و دغدغه‌های هستی و انسانیت» در شعرش موج می‌زند و البته گاهی «دلخوری‌های اجتماعی و جامعه، رنگ و بوی یاس و ناامیدی و افسوس را به شعرش می‌آورد». 


مانایاد حسن زنگنه و زنده یاد محسن دلواری زاده (آذرماه 1375)

این مختصر برای شناخت شاعری همچون دلواری زاده کافی نیست و مجالی دیگر باید. اینکه صفحه‌ای از جریان‌های شعر معاصر بوشهر امروز شمع وجودش به خاموشی گرایید و محسن دلواری زاده به کاروان نسل یاران رفته شعر معاصر بوشهر پیوست، در فراق و بدرقه‌اش چه باید گفت بهتر آنکه گزیده‌ای از آنچه سروده را در کنار هم بنهیم و زمزمه کنیم آوای مردی از گرمای جنوب:

فریاد می‌کشم ... نه من نمرده‌ام ... زنده‌ام هنوز... اکنون... دلتنگم شروه‌ای بخوان... من اولی سرمست فایزم... و تو دریا دریا گریه می‌کنی ...  .

آثار زنده یاد محسن دلواری زاده
زیر طاق دق: انتشارات به دید تهران 1380.
ترنم و ترمه‌ خیال: دفتر شعر/ انتشارات لیان، تهران 1396.
لالایی باد و شیون دریا: غزل‌ها و دوبیتی‌های محلی بوشهری، انتشارات لیان، تهران 1397.
بغضی در گلوی فریاد: غزل‌ها و چهار‌گانه‌ها / انتشارات لیان‏‫، شیراز ۱۳۹۸. ‬

*عکس‌ها از بایگانی شخصی زنده یاد محسن دلواری زاده

[کد خبر:AJ40884]
پايگاه خبري تحليلي آينه ي جم


نوشتن دیدگاه

جدیدترین مطالب