0002255.jpg

آینه جم- محمدجواد نعمتی

گسترش آموزش عالی در ایران طی دهه‌های گذشته، میلیون‌ها نفر را وارد دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی کرده است؛ نسلی که با امید به دستیابی به شغل مناسب، درآمد پایدار و زندگی بهتر، سال‌های مهمی از عمر خود را صرف تحصیل کرده است. اما آمارهای بازار کار نشان می‌دهد که دستیابی به مدرک دانشگاهی، به‌تنهایی تضمین‌کننده ورود به بازار کار نیست و بخشی از دانش‌آموختگان همچنان برای یافتن شغل مناسب یا فعالیت در حوزه تخصصی خود با مشکل مواجه‌اند.

مسئله امروز تنها بیکاری فارغ‌التحصیلان نیست؛ بخشی از دانش‌آموختگان شاغل نیز در مشاغلی فعالیت می‌کنند که با رشته تحصیلی آنان ارتباط مستقیم ندارد. در چنین شرایطی، پرسش اساسی این است که اقتصاد ایران چه اندازه توانسته است از سرمایه انسانی پرورش‌یافته در دانشگاه‌ها استفاده کند و چه تعداد از فارغ‌التحصیلان پس از پایان تحصیلات، به شغلی متناسب با تخصص خود دست یافته‌اند.

بر اساس گزارش منتشرشده از نتایج طرح آمارگیری نیروی کار مرکز آمار ایران، حدود 40 درصد از بیکاران کشور در سال گذشته را فارغ‌التحصیلان دانشگاهی تشکیل داده‌اند. به بیان دیگر، ۴ نفر از هر ۱۰ بیکار کشور تحصیلات دانشگاهی دارند.

طبق ارقام منتشرشده، به‌طور میانگین ۲۱ درصد از دانش‌آموختگان در مشاغل مرتبط با رشته تحصیلی خود فعالیت داشته‌اند، ۲۶ درصد در مشاغل غیرمرتبط مشغول بوده‌اند، ۶ درصد بیکار گزارش شده‌اند و ۴۷ درصد در گروه جمعیت غیرفعال اقتصادی قرار گرفته‌اند. به عبارتی تنها حدود یک‌پنجم از دانش‌آموختگان مورد بررسی در مشاغل مرتبط با رشته تحصیلی خود فعالیت داشته‌اند و حدود یک‌چهارم در مشاغل غیرمرتبط شاغل بوده‌اند.

این وضعیت نشان می‌دهد که ارزیابی موفقیت نظام آموزش عالی صرفاً با شمار دانشجویان، تعداد مدارک صادرشده یا حتی میزان اشتغال فارغ‌التحصیلان کامل نمی‌شود؛ بلکه باید روشن شود دانش و مهارت کسب‌شده تا چه اندازه در محیط واقعی کار مورد استفاده قرار گرفته است. با این حال، فعالیت در شغل غیرمرتبط لزوماً به معنای بیکاری پنهان یا شکست شغلی نیست.

بعضی افراد با انتخاب خود وارد حرفه‌ای متفاوت از رشته دانشگاهی‌شان می‌شوند و در آن موفقیت کسب می‌کنند. برخی نیز به دلیل کسب مهارت‌های تازه، تغییر شرایط بازار یا علاقه شخصی مسیر شغلی دیگری را انتخاب می‌کنند. مسئله زمانی جدی می‌شود که فرد به علت نبود فرصت متناسب، ناچار باشد شغلی را بپذیرد که از دانش تخصصی او استفاده نمی‌کند یا امکان پیشرفت و درآمد متناسب با توانایی‌هایش را فراهم نمی‌سازد.

در چنین شرایطی، هزینه‌های صرف‌شده برای آموزش تخصصی ممکن است به‌طور کامل به بهره‌وری اقتصادی تبدیل نشود. خانواده‌ها برای تحصیل فرزندان خود هزینه می‌کنند، دانشگاه‌ها برای آموزش نیروی متخصص منابع اختصاص می‌دهند و خود دانشجویان نیز سال‌ها برای کسب دانش و مدرک وقت می‌گذارند. اگر بخش قابل توجهی از این نیروها نتوانند در موقعیت‌های متناسب با توانایی خود فعالیت کنند، اقتصاد از بخشی از ظرفیت انسانی خود محروم می‌ماند.

[کد خبر:AJ54615]
پايگاه خبري تحليلي آينه ي جم


نوشتن دیدگاه

جدیدترین مطالب