
آینه جم- حسن محدث زاده-روزنامه نگار و کارشناس حقوق
دوازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی با اعلام نظر هیات اجرایی، یک گام جلوتر رفت تا هم فضای جامعه انتخاباتیتر شوذ و هم فضای انتخابات، قابل فهمتر. برای کرسی نمایندگی کنگان، دیر، جم و عسلویه در پارلمان دوازدهم، ۱۲۶ نفر پیشاپیش، نام خود را ثبت و ضبط کردند که در این میان برخی نامهای آشنا و لشکری از افراد گمنام دیده میشد.
هر چند خروجی چرتکه محاسبات برخی از چهرههای سرشناس همچون علی موحدی مدیرکل آموزش و پرورش استان و عسکر جلالیان و قیصر صالحی نمایندگان اسبق مجلس سبب شد تا در همان نقطه ب بسمالله، خود خواسته از گردونه رقابتها کنار روند. برای ثبتنام نهایی و قطعی، ۷۰ نفر پای سیستمها نشستند تا نام خود را در اولین نامنویسی مجازی تاریخ پارلمان، بنویسند؛ هر چند ۵۶ نفر از لشکر گمنام اولیه نیامده کنار رفتند تا هم خود گمنام بمانند و هم دلیل آن آمدن و این نیامدن، گم بماند. حال با اعلام نظر هیات اجرایی، ۳۶ نفر از ۷۰ متقاضی نمایندگی مجلس، مهر تایید بر پیشانی گرفتهاند و ۳۴ نفر دیگر از اسب انتخابات فرو افتادهاند. هر چند شورای نگهبان هم میتواند قلم سرخ بر نیم نخست شادمان بکشد و هم دستان دومیهای غمگین را بگیرد و دوباره بر اسب بنشاند. تا اسفند، سیب انتخابات بسیار میچرخد و میچرخد و باید صبر کرد تا دستان که فرود میآید.
آنچه که در پیش رو میآید، برداشت و شناخت راقم سطور از انتخابات حوزه جنوب استان تا مرحله اعلام نظر هیات اجرایی است که این برداشت نه تنها میتواند منتقدان و مخالفانی داشته باشد بلکه حتی ممکن است نگاه نویسنده نیز تا انتخابات ۱۱ اسفند، دچار تغییر و تحول شود. با وجود آنکه برخی معتقدند شاخص جغرافیا از قوت تاثیرگذاری بیشتری در شطرنج انتخابات برخوردار است اما نگارنده بر این اعتقاد است که شاخص سیاست، دست بالاتر را داراست و چهار ضلعی انقلابیها، اعتدالیون، اصلاحطلبها و مستقلها، بازیگران و نقش آفرینان اصلی در انتخابات پیش رو به شرط مشارکت حداکثری و ایجاد شور انتخاباتی هستند که این در مجال، به اختصار، گذری کوتاه بر شرایط این روزهای هر چهار گروه میاندازیم؛
۱-انقلابیها: در جریان اصولگرا و انقلابیها، شیخ موسی احمدی نماینده فعلی و نامزد نهایی انقلابیها در چند دوره گذشته باید ابتدا از سد عباس صالحنژاد پاسدار بازنشستهی انقلابی و رقیب درون جناحی خود عبور کند. بر خلاف زعم برخیها که شیخ پا به سن گذاشته را بی برو برگشت، مهره اصلی و نهایی گروههای اصولگرایی میپندارند اما صالحنژاد و حتی دیگرانی همچون حسن بردستانی و اسماعیل بیدار که چهرههای کمتر شناخته شده هستند، بسیار میکوشند تا رای و نظر درون جناحی را به نفع خود جلب و جذب کنند که اگر چنین شد، جای شگفت و تعجب ندارد. زیرا هم از سویی برخی از بدنه اصولگرایی از عملکرد شیخ رضایت ندارند و هم رویکرد کلی آنها، معرفی چهرهای جدید به جامعه است. اگر مشارکت حداکثری محقق نشود شانس احمدی و صالحنژاد برای نمایندگی مردم در مجلس، بیش از این دیگران است.
2-اعتدالیون: سکینه الماسی و حمزه اعتماد دو چهره شاخص این طیف هستند که البته هر دو به یک جغرافیا تعلق دارند. هر چند دومی که در دولت اول روحانی، فرمانداری شهرستان دیر را عهدهدار بود، امیدوار است که آرا قابل توجهی از دیریها را به دلیل داشتن روحیه مردمی به نام خود ثبت کند. سکینه الماسی نیز پس از ۲ شکست و یک پیروزی در دورههای گذشته میکوشد تا در چهارمین تجریه انتخاباتی با دوگانه سازی شیخ-الماسی، بار دیگر به قسمت پر رنگ انتخابات راه یابد. الماسی که در سال ۹۴ با کسب ۴۱ هزار رای راهی مجلس شده بود، چهار سال بعد ۲۰ هزار رای از سرمایه قبلی خود را دود شده دید تا رقابت را به شیخ واگذارد. این کسری بزرگ، بزرگترین چالش برای الماسی است. به نظر میرسد تمام چشم امید الماسی برای سبز شدن سرمایهاش در بورس انتخابات، سرخ شدن عملکرد احمدی در نگاه مردم باشد تا خود هم از اعتماد عبور کند و هم به اعتماد مردم برسد. هر چند حمزه اعتماد که در ۳ دولت خاتمی، احمدی نژاد و روحانی دارای مسئولیت سیاسی در جنوب استان بوده و او را میتوان نماد درستی از اعتدال دانست، رقیب دست و پا بستهای نخواهد بود.
3-اصلاح طلبان: شرایط در جبهه اصلاحطلبها از منظری روشن است و از سویی مبهم. بخش سفید چپیها، مشخص بودن نامزد نهایی آنها است. در این طیف، ۲ نامزد شاخص یعنی سیدعلی پاکنژاد فرماندار سابق کنگان و مسعود تنگستانی معاون سابق فرمانداری دیر، پیش ثبتنام کردند اما پاکنژاد در ۲ راهی ماندن یا رفتن، ترجیح داد در نامنویسی نهایی شرکت نکند تا مسعود تنگستانی تنها نامزد این گروه در انتخابات پیشرو بماند. انجام کار سیاسی تشکیلاتی و حزبی در کنار روحیه مردمداری در مسئولیتهای بخشداری آبدان، معاونت سیاسی اجتماعی فرمانداری دیر و شهرداری بردخون سبب شده تا تنگستانی چهره قابل اتکا و شهیری در سپهر سیاست چپیها باشد؛ از این رو بعید به نظر میرسد بزرگان این جریان فکری، بخواهند از این چهره سیاسی-اجرایی عبور کرده و بر روی اسم دیگری، شانس خود را امتحان کنند. نیمه مبهم و تاریک این جریان، نرخ مشارکت در انتخابات است. اگر فضای جامعه به سمت و سوی سالهای ۹۲ و ۹۴ که به پیروزی شگفت انگیز جریانات منتقد اصولگرا انجامید، سوق پیدا کند، احتمالا اصلاحطلبها هم با امیدی تازه و جان دوبارهای به صحنه باز میگردند اما اگر مردم همچون انتخابات ۹۸ و ۱۴۰۰ میل کمتری به مشارکت داشته باشند دست اصلاحطلبها خالی میماند و شکست آنها قطعی. اگر تنور مشارکت حداکثری انتخابات به خوبی گرم شود، به نظر میرسد اصلاحطلبها برای جبران شکستهای چند دوره اخیر، با تلاش مضاعفی، به طراحی و فعالیت انتخاباتی بپردازند.
4-مستقلها: برای این دسته و گروه میتوان چند نام را ردیف کرد اما بیتردید شیخ محمد گنجی، شاخصترین نام در ضلع چهارم انتخابات است. او به اعتبار تولد در شهرستان دیر و عهدهدار بودن امامت جمعه در شهرستانهای عسلویه و جم در سالهای طولانی، چهرهای نام آشنا و موجه در حوزه انتخابیه است. البته امام جمعه اسبق دیلم و فعلی گلهدار در انتخابات مجلس هفتم که بسیار جوانتر، گمنامتر و کمتجربهتر از امروز بود، یک بار کاندیدای ورود به پارلمان شده بود که در آن سال رقابت را به قیصر باخت. حالا او بعد از ۲۰ سال باز به صحنه آمده اما این بار ظاهراً این بار نه بر روی رقابت بلکه بر روی رفاقت قیصر حساب باز کرده تا پیروز و برنده میدان باشد.
از نگاه نویسنده، شیخ موسی احمدی، عباس صالح نژاد، سکینه الماسی، حمزه اعتماد، مسعود تنگستانی و شیخ محمد گنجی، تکههای اصلی و تاثیرگذار پازل انتخابات اسفند هستند که نماینده مجلس دوازدهم از این جمع برگزیده میشود.
** انرژی جنوب