
آینه جم، امروزه حتی یک بچهی 3 ساله هم تبلت به دست دنبال امواج اینترنت میگردد که بازیهای اینترنتی خود را از سر بگیرد و یا نوجوانان و جوانان ایرانی هم با گوشیهای 4 یا 5 اینچی و یا حتی بیشتر خود مشغول گشتوگذار در میان شبکههای اجتماعی معروف هستند؛ پس طبیعی است که این شایعات آنقدر سریع پخش شود که سرعت نور هم به گردپای آن نرسد.
به گزارش آینه جم، «عربها به ما آموختند بهجای خوراک بگوییم غذا که خودشان به ادرار شتر میگویند. به ما آموختند برای شمارش خودمان از نفر استفاده کنیم که خودشان برای حیوانات بکار میبرند.
به ما آموختند بهجای واقواق سگ بگوییم پارس که نام سرزمینمان است. به ما آموختند بگوییم شاهنامه آخرش خوش است؛ چون آخر شاهنامه ایرانیها از عربها شکست خوردند. آیا زمان رهایی از ناآگاهی فرا نرسیده است؟ "ایرانی نیستی به اشتراک نگذاری".»(بخشی از شایعههای پخششده برای ایجاد نفرت نسبت به اعراب در ایرانیان)

اینها تنها بخشی از شایعاتی است که در فضای مجازی پخششده است. همانطور که میدانید عصر، عصر ارتباطات است. امروزه حتی یک بچهی 3 ساله هم تبلت به دست دنبال امواج اینترنت میگردد که بازیهای اینترنتی خود را از سر بگیرد و یا نوجوانان و جوانان ایرانی هم با گوشیهای 4 یا 5 اینچی و یا حتی بیشتر خود مشغول گشتوگذار در میان شبکههای اجتماعی معروف هستند؛ پس طبیعی است که این شایعات آنقدر سریع پخش شود که سرعت نور هم به گردپای آن نرسد.
پاسخهابه این شایعات:
در یک ماه گذشته، صدای (voice) یکی از طنزنویسانگلآقابانام مستعار "دردانه عزیزالله خوان" در فضای مجازی پخششده است و ما امروز میخواهیم با استناد به این صدا و همچنین تحلیل این موضوع شمارا از عمق فاجعهی ناآگاهی باخبر سازیم.
در این صدا، در جواب به «عربها به ما آموختند بهجای خوراک بگوییم غذا ...» گفتهشده است که خود اعراب هم به خوراک غذا میگویند؛ ولی ما بدون آگاهی این متن را پخش میکنیم. در جواب به «به ما آموختند برای شمارش خودمان از نفر استفاده کنیم ...» گفتهشده است که واحد شمارش حیوانات نفر نیست، واحد شمارش شتر نفر است و این هم بهدلیل اهمیت و کاربردهای فراوان در زندگی روزمره پیشینیان است. آنها از عبارت "نفر المجرد" هم استفاده میکنند؛ پس این شایعه هم رد میشود. در پاسخ به «به ما آموختند بهجایواقواق سگ بگوییم...» گفتهشده است که عربها حتی نمیتواند نام سرزمین ما را درست تلفظ کنند چه برسد به توهین به ما. علاوه بر آن پارس از ریشهپاسیدن است، به معنای هشدار دادن است. در پاسخ به «به ما آموختند بگوییم شاهنامه آخرش خوش است ...» گفته میشود که در آخر شاهنامه فردوسی شعری علیه سلطان محمود غزنوی سروده است. درست است که شاهنامه روایت کننده زندگی شاهان و وصف آنان است؛ اما در آخر جایگاه شاه وقت را با خاک یکسان میکند.
منحرف سازی با محرکهی وطن:
اینگونه متون با استفاده از یکی از ویژگیهایمان، ما را در ناآگاهی مطلق فرومیبرند و این هم تقصیر خودمان است؛ زیرا اگر میخواستیم که اینگونه متون بر روی ما تأثیرگذار نباشد، اول سطح آگاهی و فهم خود را بالا میبردیم. خوب این هم خود نقطهضعفی است.

نویسنده اینگونه متون با استفاده از عشق ما نسبت به وطنمان، انگیزه به اشتراکگذاری این مطلب پوچ را در ما ایجاد میکند. آنها با استفاده ازجملهی «ایرانی نیستی اگه ...» ما را منحرف میسازند و باعث میشوند که ناآگاهی را مانند یک ویروس مهلک به دیگران هم منتقل کنیم. دریک کلام، احساساتمان را مدیریت کنیم. آیا جای تأمل ندارد؟ دیگر بس نیست؟ چگونه این پیامهای مضحک و بیمحتوا را بدون آنکه زحمتی به خود بدهیم، قبول میکنیم؟
تنها این نیست:
این تنها نمونهی کوچکی از این شایعات است. شایعات دیگری هم هست که بدین شرح است: ( منبع فهرست: برترینها)
1- سالها پیش در کتابهای مفاتیح و زیارتنامه حرمها و حتی در کوچهها و خیابانها یادداشتهایی میدیدیم با این مضامین که ائمه به خواب شخصی آمدهاند و نکتهای را متذکر شدهاند یا تأکید کردهاند که چیزی را به مردم منتقل کنید. در آخر يادداشت هم از قول ائمه بزرگوار قسم ميدادند كه آن يادداشت را در 5 يا 10 كتاب ديگر بنويسيم و متذكر ميشدند كه اگر اين كار را انجام بدهيم حتماً خبر خوشي به ما ميرسد و اگر آن را تكرار نكنيم، خبر بد و بلايي گریبانگیر ما خواهد شد. اما اين روزها پخش نسخه اينترنتي و مجازي همين مضامين را در شبكههاي اجتماعي شاهد هستيم؛ البته اینگونه پيامها بيشتر مختص شبكههاي اجتماعي موبايلي است كه كاربران آن را قشر زيادي از مردم تشكيل ميدهند.
2- مطمئناً اگر شما حتي یکروز كاربر يكي از شبكهها و گروههاي اجتماعي موبايلي باشيد، پيام رأیگیری گوگل براي تغيير نام خليجفارس برايتان آمده و از شما خواستهشده به لينكي برويد و به نام خليجفارس در برابر خليج عربي رأي بدهيد. متأسفانه اكثر كاربران تحتتأثیر جملاتي قرار ميگيرند كه احساسات ملي را نشانه گرفته است. به همين دليل علاوه بر رأي دادن در سايت مذكور، لينك آن را براي ساير دوستان خود هم ميفرستند تا آنها هم به خليجفارس رأي دهند و از اعراب در اين رأیگیری عقب نمانند. درصورتیکه نميدانند گوگل اگر بخواهد رأیگیری انجام دهد يا در سايت خودش آن را قرار ميدهد يا خبر يا لينكي از آن را در سايت خود ميگذارد.
2-1- پشت پرده:
به گزارش پلیس فتا، اين سايت توسط يك جوان غیرایرانیایجادشده و هدفي جز كسب درآمد از اين راه نداشته است. هركدام از ما با كليك كردن روي اين لينك و رأي دادن در آن سايت، به بالا رفتن رتبه اين سايت در اينترنت و بيشتر شدن اعتبار آن كمك ميكنيم، بدون اينكه اين نظرسنجي نفع يا ضرري براي خليجفارس داشته باشد. علاوه بر اين، بررسيهاي آماري اين سايت نشان ميدهد بيشتر شركتكنندههاي آن از كشورهاي ايران، آمريكا، انگلستان و آلمان هستند و درواقع از كشورهاي عربي تقریباً هيچ شرکتکنندهای وجود ندارد. اين يعني تمام موضوع اين نظرسنجي دروغ و فقط براي سوءاستفاده از احساسات وطندوستي ايرانيان است.
3- چرخیدنماه به دور كعبه يكي ديگر از يادداشتهاي كپي شده بود كه بين كاربران فضاي مجازي چندینباردستبهدست ميشد. در اين پيام آمده است كه رأس ساعت 9 امشب، ماه به بالاي خانه كعبه ميآيد و آن را طواف ميكند. اگر در اين ساعت اين دعاها و اين نمازهاي يادشده را بخوانيد هر حاجتي داشته باشيد مستجاب خواهد شد.
3-1- پشت پرده:
اين مطلب در هيچ منبع ديني و حتي كتب نجومي به اين صورت نيامده است ولي كاربران بدون توجه به منبع و صحت داشتن يا نداشتن اين خبر، آن را براي هم ارسال ميكنند. اصلاً هم به اين نكته دقت نميكنند كه حتي اگر اصل موضوع هم صحيح باشد، امشبي كه در خبر آمده ممكن است همين امشب نباشد و چندين شب و حتي چندماه قبل باشد كه اين پيام تازه بهدست ما رسيده. توجه كنيد كه غالباًبا زمانهاي خاص استجابت دعا بهطور ويژه در مفاتيح آمده است. حالا بگذريم از اين موضوع كه براي ارتباط گرفتن باخدا و عرض حاجت نزد او نيازي به طوافماه دور كعبه نيست. او همهجا و همهوقت حاضر و ناظر است.
4- گاهي اوقات پيامهايي از قول شاعران يا نويسندگان و افراد مشهور و معروف و رئيس بيمارستانهاي كذايي و... در گروههاي مجازي منتشر و دستبهدست ميشود كه در هیچکدام از ديوان اشعار و كتابهاي آنها پيدا نميشود. هيچ سندي هم براي تأييد آن مطلب وجود ندارد.
4-1- پشت پرده:
غالباًبا در اینگونه پيامها محتوا از ادله كافي عقلي برخوردار نيست. به همين دليل جعلکنندگان با آوردن اين پيامها از قول افراد معروف و شناختهشده، ميخواهند مستندسازي كنند چون معمولاً مردم با ديدن اسامي بزرگان، قول آنها را ميپذيرند اما اگر نقلقولی در كار نباشد ممكن است مردم درباره آن پيام تفكر و آن را نقد كنند.
سرچشمهایباقابلیت خشکاندن:
مطمئناً همهی شما بهخوبیمیدانید، این پیامهانشأتگرفته از ناآگاهی فردی است که اینها را به اشتراک میگذارد؛ همچنین باید متذکر شد که نویسندهی این پیامها مطمئناً یک ایرانی نیست یا اینکه ایرانی هست، ولی منافع و آگاهی مردمان کشورش برایش هیچ اهمیتی ندارد.
درهرصورت خدا به تمام انسانها بدون هیچ بیعدالتی، عقل و شعور مساوی داده است؛ این اراده فرد است که خود را در برابر اینگونه پیامهای کذب، مقاوم سازد و نباید بدون حتی ثانیهای تفکر آن را واقعی و راستین پندارد. عکس این موضوع نشأتگرفته از ناآگاهی است؛ زیرا او نمیداند که باید در برابر این پیامها چه واکنشی نشان دهد و در پایان هم راه اشتباه را برمیگزیند.
چه کارکنم خوبه:
نكته مهم اينجاست كه ما بايد خودمان را تربيت كنيم كه غيراز كپي و ارسال اینگونه پيامها، كارهاي ديگر هم ميتوانيم انجام بدهيم.

اولاً، باید فکر کنیم و بدون این فکر نباید آن پیام را به خورد مغزمان دهیم. فرصت دهیم تا مغز دربارهی این پیام فکر کند. دربارهی این موضوع که چقدر احتمال این وجود دارد که این پیام درست یا نادرست باشد. دربارهی این فکر کنیم که آیا این اطلاعات با اطلاعاتی که ما در دست داریم همخوانی و یا ارتباطی دارد و آیا میتوان با استفاده از اطلاعات خودمان، این پیام را اثبات نمود.
دوماً، پس از کمی تأمل، باید این اطلاعات را پرسوجو اثبات کنیمو حتماً در اطرافیان ما کسی وجود دارد که بداند این اطلاعات درست است و یا اینکه غلط است وبه دنبال آن، این اطلاعات با استفاده از شواهد و دلایل بهراحتی ردمیشوند. این مرحله از اثبات، مهمترین بخش است.
سوماً، اگر درباره پيام موردنظر به نتیجهای نرسیدیم، از زاويه ديد يك منتقد آگاه پيامها را بازخواني كنيم. آنوقت نقطهضعفهای پيام،خود را نمایان میکنند./ترنم دشتی
نگارنده: علیرضا فقیه
[کد خبر:AJ9295]