
آینه جم: مهرداد جشنی پور خبرنگار و فعال رسانه
این روزها در کنار خبرنگاران و فعالان باسواد، منصف و مسلط بر حوزه های عمومی و تخصصی خبر و تحلیل، افرادی نیز یافت می شوند که یک کانال تلگرامی و یا سایتی بیهویت در اختیار داشته و خود را در قامت مرجع تحلیل اقتصادی و صنعتی معرفی میکنند بیآنکه کمترین شناختی از سازوکار صنایع تخصصی کشور داشته باشند. نتیجه این روند نامطلوب، تولید انبوه خبرهای سفارشی، روایتهای ناقص و اتهاماتی است که حتی با یک جستوجوی ساده فرو میریزند.
حمله اخیر محدود شبهرسانهها به شرکت پتروشیمی جمپیلن و به خصوص مدیرعامل این شرکت دقیقاً از همین جنس است. رسانههایی که بدون ارائه سند معتبر شرکت را به عدم بازگشت ارز صادراتی متهم کردهاند در حالی که سؤال ابتدایی اینجاست که وقتی شرکتی اساساً فروش صادراتی ندارد و محصولات خود را در بازار داخلی به شکل ریالی عرضه میکند دقیقا کدام ارز صادراتی را باید بازگرداند؟
این سطح از بیاطلاعی را نمیتوان به صرف یک اشتباه حرفهای دانست. وقتی ادعایی به این بزرگی بدون کمترین تحقیق منتشر میشود ۲ احتمال وجود دارد. یا نویسندگان از ابتداییترین مفاهیم صنعت پتروشیمی و ساختار فروش شرکتها بیاطلاع هستند یا آگاهانه در حال اجرای یک پروژه تخریبیاند.
نکته قابل تأمل همزمانی این موج رسانهای با انتشار عملکرد موفق جمپیلن و برگزاری مجمع سالیانه شرکت است. در شرایطی که آمارهای رسمی از رشد درآمد، افزایش سودآوری و بهبود شاخصهای عملیاتی حکایت دارد ناگهان محدودی از رسانههای فاقد اعتبار حرفهای، روایت واحدی را علیه مدیریت شرکت منتشر میکنند. این هماهنگی اتفاقی نیست و افکار عمومی حق دارد بداند پشت این خط خبری مشترک چه منافعی قرار گرفته است.
متأسفانه بخشی از فضای رسانهای کشور به محلی برای تسویهحسابهای اقتصادی و مدیریتی تبدیل شده و در این فضا برخی «فیکنیوزفروشان» به جای روزنامهنگاری نقش پیمانکاران تخریب را ایفا میکنند، مأموریتی که در آن حقیقت اهمیتی ندارد و تنها هدف تخریب چهرهها، تضعیف مدیران موفق و ایجاد فشار رسانهای برای تأمین منافع افرادی خاص است.
تفاوت ها نیز کاملا مشخص است. رسانه منتقد باید پرسشگر باشد اما رسانه پروژهای پیش از آنکه سوال کند حکم صادر میکند. رسانه حرفهای سند ارائه میدهد اما رسانه سفارشی با تیترسازی و هیاهو تلاش میکند جای خالی سند را پر کند. تفاوت این دو دقیقاً همان نقطهای است که مخاطب امروز بیش از هر زمان دیگری آن را تشخیص میدهد.
انتظار میرود نهادهای مسئول علاوه بر بررسی صحت یا سقم ادعاهای مطرحشده به منشا این عملیاتهای رسانهای نیز توجه کنند جرا که خسارت فیکنیوزها تنها متوجه یک شرکت یا یک مدیر نیست بلکه قربانی اصلی این روند اعتماد عمومی و اعتبار رسانه است. وقتی دروغ به جای خبر و پروژه به جای روزنامهنگاری بنشیند همه بازنده خواهند بود جز کسانی که از تاریکی و ابهام سود میبرند.
در پایان با نگاهی اجمالی به متن سفارشی توزیع شده در این شبه رسانهها میتوان دریافت که هدف یک چیز است «زدن حسین بارگاهی» آنهم بعد از مجمع سالیانهای که با موفقیتهای کمنظیر جمپیلن از جمله رشد ۵۶ درصد درآمد عملیاتی و افزایش ۹۰ درصدی سود ناخالص و معادل ۷.۲ همت در سال پر مخاطره ۱۴۰۴ بوجود آمد.
و اما سوال این جاست که بارگاهی به عنوان مدیر موفق بومی در صنعت پتروشیمی چه اقدامی جز افزایش شفافیت، سودآوری و رشد تولید و فروش انجام داده که موجب عصبانیت این گروه تخریب گر برنامهریز شده است؟ آیا ممکن است دست برخی افراد خاص از منافعی مهم آن هم در بحبوحه جنگ و فشار اقتصادی بر کشور کوتاه شده باشد که دست به دامان باج نیوزهای کمسواد در حوزه پتروشیمی شده اند؟
آیا این شبنامهنویسیهای بیبنیه و بی محتوا بخشی از برنامه این گعده برای جا انداختن گزینههای همسو با خود برای اداره جمپیلن هستند؟
به نظر میرسد دستگاههای نظارتی و امنیتی در این شرایط حساس که دشمنان این مرز و بوم با انواع و اقسام روشهای تبلیغی و تخریبی قصد تخریب اعتماد عمومی را دارند میبایست به پشت پرده اینگونه خبرسازیها ورود کنند تا خبرسازانی که هدفشان ایجاد شک، زدودن اعتماد، سیاهنمایی و اخلال در نظام اقتصادی کشور با انتشار شایعههای دروغین است شناسایی و معرفی شوند.
[کد خبر:AJ53700]