آینه جم-راضیه عقیلی مهر
فضای رسانهای استان بوشهر بعد از آغاز جنگ تحمیلی سوم و قطع شدن اینترنت بینالمللی به یکباره با ملاحظات و پروتکلهای امنیتی روبرو شد. از این رو فعالیت رسانههای محلی به ویژه در روزهای ابتدایی جنگ، بسیار محدود و منتهی به انتشار اخبار جنگ در کانالهای مجازی داخلی شد.
در این برهه حساس تاریخی که حدود 40 روز به طول انجامید و بعد از آن آتشبس چند مرحلهای ایجاد شد. تعاملات رسانهای اصحاب رسانه استان بوشهر نیز با مدیران و جامعه همصنفیشان به حداقل ممکن رسید، هرچند برخی فعالان مطبوعات استان و خبرگزاریها به شکل غیرمتمرکز و فردی در میادین شهرستانهای استان بوشهر برای انعکاس روایتهای مختلف از حضور پرشور مردم وطندوست، سیر تاریخی فضای ناشی از جنگ را انعکاس میدادند.
بیشک اگر تلاش عباس مطاف، معاون فرهنگی و اموررسانهای اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان بوشهر و همراهی محمدحسین زندویان مدیرکل این اداره در راهاندازی ایستگاه رسانهای با عنوان «روایت میدون» نبود، برگ تاریخی متفاوتی از حضور خبرنگاران و پاسخگویی مدیران در شرایط پیشروی فعلی به شکل متمرکز و در فضایی متفاوت اتفاق نمیافتاد.
راهاندازی این ایستگاه، نیاز زمانه امروز مطبوعات محلی استان بوشهر در بحث همافزایی خبرنگاران، تبادل اطلاعات و پاسخگویی مسئولان بود که از سوی متولیان امر و همراهی فعالان رسانه در تحقق آن به موقع دیده شد.
ایستگاه رسانهای «روایت میدون» در ادامه سلسله نشستهای پاسخگویی مدیران سازمانها، طی 5 سال گذشته ورق خورد که رویدادی مبتکارانه از عباس مطاف، مدیر سابق روابط عمومی استانداری استان بوشهر بود و یکشنبه و سهشنبههای هر هفته با فراخواندن مدیران سازمانها با حضور خبرنگاران، در سالن کنفرانس استانداری برگزار میشد.
اما اینبار با تغییری که همسو با مردم بود، در میانه میدان و با روایت عملکرد مدیران در دوران جنگ تحمیلی سوم همراه شد. با این رویکرد، ارتباط رسانهها و مدیران برای تولید محتوا در فضای ملتهب جنگ از سکون به سمت تحرک و همافزایی تغییر یافت و ایستگاه رسانهای روایت میدون پاسخگویی مدیران را از اتاق بسته سازمانها به متن شهر و در کنار مردم میدان کشاند. محل قرارگیری ایستگاه رسانهای استان و برگزاری نشستهای خبری پاسخگویی مسئولان، همزمان با اجتماعات مردمی، در میدان شهر بوشهر انتخاب هوشمندانهای بود. بیشک «روایت میدون» باید در خود میدان و در کنار مردم اتفاق میافتاد.
حمایت از تلاش معاون خوشفکر فرهنگی و اموررسانهای اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان بوشهر، از راهاندازی و تداوم این ایستگاه و با استعانت از روحیه نقدپذیری ایشان، باعث نمیشود تا در مورد معایب آن در کنار محاسن بسیارش سخن به میان نیاید.در این نوشتار به چند مورد از این معایب و محاسن به شکل مجزا اشاره میشود.
نکته نخست اینکه با توجه به عنوان «ایستگاه رسانهای استان» انتظار میرفت از تمام شهرستانهای بوشهر نهایت یک یا دو خبرنگار در نشستهای خبری برای پیگیری مطالبات خبری مردم آن شهرستان، حضور داشته باشند اما چون تعداد زیادی از خبرنگاران و فعالان رسانه در شهرستانها ساکنند نه شهر بوشهر (مرکز استان)، حضورشان آن هم در هر شامگاه در میدان دشوار است و این دشواری که بیشتر مرتبط با رفت و آمد به محل ایستگاه رسانهای است، فرصت مشارکت در تولید و تبیین اخبار رویدادهای روایت میدان و حضور در جمع سایر خبرنگاران مرکزنشین را از آنها گرفته است.
البته این نقد از نحوه مدیریت و کمکاری اداره کل ارشاد بوشهر نیست، به نظر بیشتر ناشی از محدودیتها و شرایط فعلی است که عمدتا شاهد حضور پرشور خبرنگاران استان در ایستگاه رسانهای استان بودیم. ناگفته نماند هر چند خبرنگاران شهرستانی در طول این 50 شب کمتر فرصت مشارکت یافتند، اما مطالبات مردم شهرستانها مربوطه آنها تا جای ممکن از سوی سایر خبرنگاران حاضر طرح و پیگیری شد.
نکته دوم اینکه ایستگاه رسانهای استان بوشهر که تاکنون 50 شب از برقراری آن در میدان امام خمینی (ره) بوشهر گذشته است، در شبهایی که نشست خبری برگزار نمیشد به مباحث آموزشی در موضوعاتی چون امداد و نجات، بهداشت جسمی و روانی، آموزشهای حوزه رسانه، ارتقای ایمنی تردد جاده ای و مهمتر از همه فرصت و محلی برای همدلی و تبادلنظر فعالان رسانهای در تحلیل شرایط جنگی مبدل شد.
هر چند بخش آموزشیها، کاربردی و متناسب با نیازهای واقعی خبرنگاران در شرایط بحرانی بود و از مدرسان حرفهای و صاحب تجربه بوشهری استفاده شد، اما سطح آموزشها به دلیل گستردهگی آن مباحث و محدودیت زمان و مکان، در حد آشنایی اولیه و مقدماتی به کار میآمد که همین هم محل کنجاوی ایجاد میکرد برای عمیق یادگرفتن در فرصتی مناسب.
در نکته سوم این نوشتار باید اذعان کرد، برگزاری 50 شب برنامه مستمر، نشاندهنده جدیت و پشتکار برگزارکنندههای ـ مجموعه اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان بوشهر ـ است. با وجود محدودیتهای زمانی و مالی متولیان ایستگاه، اما سطح کیفی نشستهای خبری از نظر محتوا و مدیریت جلسه راضی کننده بود. پیشنهاد میشود اخبار، گزارشهای تصویری و خلاصهای از گزارشهای خبری انتشار یافته در رسانهها، به شکل منسجم و متمرکز، تدوین و مستندسازی شود و به شکل بسته خبری در اختیار مسئولان کشوری، استانداری، مدیران سازمانهای دعوت شده، مردم و فعالین رسانه نیز قرار گیرد.
نکته قابل تأمل چهارم اینکه اکثر مدیران دعوت شده در این 50 شب روایت میدان بر اساس نیاز و مطالبات عمومی فراخوانده شدند، اما برخی از این مدیران با توجه به اهمیت مسئولیتی که داشتند با تأخیر دعوت شدند که این تاخیر لزوما به اداره کل فرهنگ و ارشاد بوشهر و بینظمی در مدیریت مدعوین وابسته نبود، گاها فرصت این حضور به دلیل مشغلهها و آمادگی مدیران برای پاسخگویی در جمع خبرنگاران هم بود! هر چند در آغاز فرایند راهاندازی این ایستگاه انتظار میرفت با توجه به شرایط جنگی، ابتدا از مدیران سازمانهای برق، آب و گاز دعوت شود تا پاسخگوی مطالبات و دغدغه رسانهها باشند.
گفتنی است در جریان برگزاری این نشستها برای حفظ شیوه نامه های امنیتی در انتشار اخبار جنگ و آسیبهای ناشی از آن، گاها آمار برای انتشار رسانه ای کمتر ذکر می شد. با این حال همین شجاعت مدیران و اعتمادشان به جامعه مطبوعات محلی استان در ارائه اطلاعات قابل تقدیر بود و هست. (این اعتماد از جانب فعالان رسانه حاضر در نشستها نیز به دلیل تقویت روحیه وطندوستی متقابل بود و هست.)
نکته پنجم که قابل توجه آمد اینکه ایستگاه رسانهای صرفا محلی برای حضور خبرنگاران نبود، همان طور که به شکل جسته و گریخته در این نوشتار اشاره شد شهروندان بوشهری نیز به بهانه حضور در تجمعات شبانه میدان، تا متوجه حضور مسئولی در ایستگاه رسانهای میشدند، در حاشیه نشستهای خبری و کنار خبرنگاران قرار میگرفتند و فرصت مییافتند تا از مشکلات و دغدغههایشان بیواسطه با مسئولان مربوطه سخن بگویند. برخی هم در میانه نشستها و برای بازخورد گسترده تر، در این ایستگاه از مطالباتشان میگفتند. در این میان تعدادی هم علاقهمند به کار رسانهای شدند تا در فرصتی به جامعه آگاهیبخشی استان بپیوندند.
نکته ششم اینکه خوشبختانه ایستگاه رسانهای «روایت میدون» تشریفاتی عمل نکرد و فضای ایستگاه و محل قرارگیری آن طوری نشد که به تریبون تبلیغاتی مدیران تبدیل شود. در این ایستگاه، همه نوع سلیقه رسانهای از جمله رسانههای منتقد هم حضور داشتند و از مدیران طرح پرسش میکردند. ارتباط روابط عمومیها با رسانهها به دلیل برقراری میز خدمت در میادین به ویژه میدان بوشهر، بیشتر شد. موضوعات مطرح شده در نشستها به دغدغههای واقعی مردم بوشهر نزدیک بود؛ مسائل مهم استان از جمله اشتغال جوانان، محیط زیست، حوزه صنعت و انرژی، اقتصادی دریامحور و صیادی، مطالبات در حوزه آب، آموزش، گردشگری و توسعه شهری در این برنامهها مطرح و قول پیگیری مسئولان مرتبط داده شد.
در نکته هفتم این نوشتار خطاب به متولیان، پیشنهاد میشود در ادامه برگزاری نشستهای خبری ایستگاه «روایت میدون»، میهمان میادین برخی شهرستانهای استان شویم و صدای بیواسطه مسئولان و خبرنگاران آن شهرستانها را هم بشنویم. همچنین انتظار میرفت حضور پیشکسوتان مطبوعات استان را در این ایستگاه شاهد باشیم و چه بسا فرصتی فراهم شود تا خبرنگاران تازه نفس از تجربیات رسانهای شان بهره مند شوند. انتظار میرفت در حاشیه ایستگاه و دقایقی بعد از نشستهای خبری یا آموزشی از صداهای منتقد و مستقل برای سخنرانی و تبادل اطلاعات نیز استفاده شود و فضای ایستگاه رسانهای همسو با ماهیت رسانه که اطلاع رسانی و آگاهیبخشی است، پیش رود.
نکته هشتم و مهم این نوشتار اشاره دارد به حضور مستمر خبرنگاران در 50 شب و مشارکت پررنگ بانوان خبرنگار به عنوان اعضای پرکار هیئت تحریریههای مطبوعات محلی استان بوشهر با وجود دغدغهها و نقشهای مادری و همسری که بسیار قابل تقدیر است. همانگونه که بانوان سراسر کشور در بیش از 90 شب، میدان را همچون مام وطن در حمایت از میهنشان در تسخیر خود قرار دادند، بانوان خبرنگار نیز در این 50 شب با حضور پررنگ و مستمرشان سهم و نقش حمایتی از میهنشان داشتند و ایفا کردند.
نکته پایانی اینکه ایستگاه رسانهای «روایت میدون» استان بوشهر، تجربه خلاقانه و پرزحمتی در حوزه ارتباطات و رسانه آن هم در این برهه تاریخی حساس است. هر چند در این مسیر از فراز و نشبها بینصیب نماند. اما به عنوان تجربهای ارزشمند، باید از برگزارکنندگان و مبتکران این جریان میدانی به هر نحو ممکن تقدیر و تشکر کرد./ خلیج فارس
[کد خبر:AJ53617]