9cchhh0134b2a09.png

 

آینه جم-علی هوشمند | سردبیر روزنامه پیام عسلویه 

 

روز گذشته، سخاوت اسدی، مدیرعامل سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس، جای خود را به یک نیروی توانمند بومی داد. در ظاهر، این نیز یکی از همان جابه‌جایی‌های مرسوم مدیریتی است؛ رفتنی و آمدنی که در ساختار اداری کشور، هر از گاهی رخ می‌دهد و خبرش پس از چند روز از حافظه‌ها می‌گریزد. اما همه رفتن‌ها شبیه هم نیستند. بعضی صندلی‌ها، با نشستن و برخاستن آدم‌ها فقط عوض می‌شوند؛ اما بعضی جابه‌جایی‌ها، ردّی از شخصیت، منش، رفتار و کارنامه برجا می‌گذارند که نمی‌توان به سادگی از کنارشان گذشت.

 

من نه با آقای سخاوت اسدی پیوندی شخصی داشته‌ام و نه مناسباتی فراتر از شناختی عمومی و حرفه‌ای. نه روزی که در رأس سازمانی اثرگذار و بزرگ چون منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس قرار گرفت، با او هم‌نشینی و هم‌کاری داشته‌ام، و نه امروز که مسئولیت را به دیگری سپرده، دلیلی برای ارتباطی تازه وجود دارد. اما گاه انصاف، انسان را وامی‌دارد که نه از سر مصلحت، بلکه از سر وجدان قلم بزند. و حقیقت آن است که در این روزگار، انصاف از بسیاری از شعارها کمیاب‌تر شده است.

 

اگر بخواهم بی‌پرده و در عین حال منصفانه سخن بگویم، باید بگویم آقای اسدی از جمله مدیرانی بود که دست‌کم در نگاه مردم منطقه، میان «مدیریت» و «مردمداری» فاصله‌ای عمیق نمی‌دید. او از آن مدیرانی نبود که خود را در برج‌های بلند اداری محصور کند و از دور به جامعه پیرامونش بنگرد. در برابر مردم، اهل تعارف‌های نمایشی نبود؛ اهل شنیدن بود، اهل درک کردن بود، و مهم‌تر از همه، اهل فاصله نینداختن میان میز مدیریت و زندگی واقعی مردمی بود که در سایه صنعت، روزگار می‌گذرانند.

 

در منطقه‌ای همچون پارس جنوبی، مدیریت فقط صدور دستور و امضای نامه نیست. اینجا هر تصمیم، در خانه‌ای، در معیشتی، در امیدی و گاه در آینده‌ای اثر می‌گذارد. در چنین جغرافیایی، مدیر اگر نبض جامعه را نشناسد، اگر زبان مردم را نفهمد، اگر حرمت و شأن نیروهای محلی را نبیند، هرقدر هم از نظر اداری قدرتمند باشد، از متن زندگی مردم بیرون می‌افتد. اما آقای اسدی، به گواه آنچه از بیرون دیده شد، کوشید از این خطر دور بماند. او می‌دانست که توسعه، بی‌اعتمادِ مردم، تنها واژه‌ای پرزرق‌وبرق است؛ نه حقیقتی ماندگار.

 

یکی از نکاتی که در کارنامه او برجسته بود، توجه به نیروهای محلی و بومی بود. در منطقه‌ای که سال‌هاست سخن از بومی‌گزینی، عدالت در اشتغال و بهره‌مندی مردم از ظرفیت‌های پیرامونی در میان است، بی‌اعتنایی به نیروی بومی نه فقط یک خطای مدیریتی، بلکه نوعی غفلت از ریشه‌هاست. آقای اسدی، آن‌گونه که در ذهن بسیاری از مردم مانده، دست‌کم کوشید این ریشه‌ها را ببیند. این نگاه، در روزگاری که گاه معیارهای انتصاب و بهره‌گیری از نیروها در هاله‌ای از پیچیدگی و مصلحت‌سنجی گم می‌شود، ارزشمند است. مدیرِ هوشمند، کسی است که بداند خاکی که بر آن ایستاده، فقط محل استقرار یک سازمان نیست؛ خانه مردمی است که سال‌ها با صبوری، بار توسعه را تحمل کرده‌اند.

 

از پاکدستی او نیز نباید به آسانی گذشت. در زمانه‌ای که اعتماد عمومی زخمی است و مردم، بیش از هر چیز، از آمیختگی قدرت و منفعت نگران‌اند، پاکدستی یک مدیر، فقط فضیلتی اخلاقی نیست؛ نوعی آرامش خاطر برای جامعه است. جامعه، با مدیرانی که آلوده حاشیه و بهره‌برداری شخصی نیستند، نفسی آسوده‌تر می‌کشد. آقای اسدی از معدود مدیرانی بود که دست‌کم در ذهن بخشی از افکار عمومی، نامش با همین صفت همراه شد: پاکدست. و این، برای هر مدیری، سرمایه‌ای است که با هیچ سمت و مقامی قابل معاوضه نیست.

 

البته هیچ انسانی کامل نیست و هیچ مدیری نیز معصوم از خطا. هر دوره‌ای، نقاط روشن و تاریک خود را دارد. اما تفاوت انسان منصف با دیگران در همین است که خوبی‌ها را قربانی قضاوت‌های شتاب‌زده نمی‌کند. اگر امروز از آقای اسدی یاد می‌کنم، نه برای آن است که او را فراتر از نقد بنشانم، بلکه برای آن است که به سهم خود، حقِ نیکی را ادا کرده باشم. به قول شیخ اجل سعدی؛ 

 

نام نیکو گر بماند ز آدمی

به کز او ماند سرای زرنگار

 

این بیت، ترازوی ماندگاری است. نام نیک، اگر از جنس صداقت و خدمت باشد، در غبار روزگار گم نمی‌شود. ممکن است در لحظه و در میان هیاهوها به چشم نیاید، اما در حافظه مردم و بر صفحات تاریخ این منطقه باقی می‌ماند. و من گمان می‌کنم بخشی از آنچه از آقای اسدی در یادها مانده، از همین جنس است: آرام، بی‌هیاهو، بی‌ادعا، اما ماندگار.

 

اکنون که مسئولیت به یک نیروی بومی و توانمند سپرده شده، چشم‌ها به آینده است. این انتظار، نه از سر تعارف، که از دل نیازهای واقعی منطقه برمی‌خیزد. 

 

 

مردم این دیار، بیش از هر چیز، خواهان آن‌اند که مدیریت جدید، با شناختی عمیق‌تر از بوم، با نگاهی صادقانه‌تر به ظرفیت‌های محلی و با عزمی جدی‌تر برای خدمت، مسیر را ادامه دهد. منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس، تنها یک مجموعه صنعتی نیست؛ بخشی از جان و زندگی این سرزمین است. هر مدیری که این حقیقت را دریابد، دیر یا زود در دل مردم نیز جای خواهد گرفت.

 

و من، در پایان این چند خط، از آقای سخاوت اسدی به نیکی یاد می‌کنم؛ نه از سر ملاحظه، که از سر انصاف. از مردمداری‌اش، از توجهش به نیروهای محلی، از پاکدستی‌اش، و از رفتاری که توانست در ذهن بسیاری، تصویری محترم و قابل اعتنا بر جای بگذارد. در روزگاری که نام‌ها زود فراموش می‌شوند، خوش‌نامی نعمتی بزرگ است. و خوش‌نامی، پاداش همان خدماتی است که بی‌صدا و برای مردم انجام می‌شوند.

[کد خبر:AJ54048]
پايگاه خبري تحليلي آينه ي جم

کانال تلگرامی پايگاه خبري تحليلي آينه ي جم