15770246.jpg

 

آینه جم-عبدالرسول عمادی 

 

داستانی است که از شش سالگی شروع شد و تا امروز دست از سر من بر نداشته است. اول مهر که می رسد اضطرابی شیرین وجودم را احاطه می کند. در اول مهر ۱۳۵۳ مادرم بی اعتنا به گریه های من دستانم را در دست داشت و به سوی مدرسه می رفت.

 

مدرسه یک سه اطاقی بود در وسط بیابان. بدون دیوار و در. دو اطاق در دو طرف یک راهرو کوچک و یک اطاق در وسط و مرا به آقای حاجب سپرد معلم‌کلاس اول و از آن روز داستان مهر و مدرسه با جان و روح من‌گره خورد و این‌گره تا امروز باز نشده است.

دو سه روز دیگر اول مهر است. من در آستانه شصت سالگی نه دانش آموزم نه معلم ام نه مدیر یا هر عامل آموزشی دیگه ای هستم.

 

نه بچه یا نوه مدرسه رو دارم اما حس اولی مهری ای به سراغم می آید. 

 

همان حسی که سال پنجاه و سه با گریه در راه مدرسه خاقانی روستای هفت جوش انگالی عجین بود و همان که در روز اول رفتن به دبستان دانش پس از مهاجرت به برازجان با من همراه می آمد و همان حسی که در سال های دهه هفتاد در اول مهر ها به سراغم می آمد وقتی در راه دبیرستان مطهری یا دبیرستان فاطمیه خورموج بودم تا اول سال به عنوان دبیر فیزیک مدرسه در دفتر مدرسه حاضر باشم و همان حسی که در اول مهر شهرستان دیلم به عنوان رئیس آموزش و پرورش مرا تا مدرسه و زدن زنگ آغاز سال تحصیلی مشایعت می کرد و همین طور درهمه سال های دهه های هشتاد و نود در بوشهر و خوزستان و تهران و هر جای دیگری که برای شرکت در برنامه آغاز سال تحصیلی می رفتم.

 

و این حس اکنون که با دستگاه آموزش رسمی هیچ نسبت و مناسبتی ندارم نیز همچنان با من است.

 

من هم آن دانش آموز کلاس اولی هستم که دو سه روز دیگر به مدرسه می رود و هم معلم و مدیر و رئیس و مدیرکل که برای آغاز سال تحصیلی دلش می تپد و نگران است.

 

و سری است در این اول مهر که حال که چندین سال است با مدرسه متارکه کرده ام‌همچنان مرا همراهی می کند.

 

اول مهر در همین نوشته با من است. چه اول مهرها گذشته که از نگاه معلم و مدرسه مهر آموخته ام و دانش اندوخته ام.

 

در اول مهر یاد می کنم از اولین معلم خودم.

 

سید محمد امین حسینی که در مکتب خانه اش قرآن آموختم پیش از رفتن به مدرسه. با کتابچه کوچکی که جزء سی ام قرآن بود و با خط ثلث زیبایی نوشته شده بود و اول بار بود که مفاهیم خواندن و کتاب و یادگیری را همین مرحوم سید محمد امین در ذات ما مستقر کرد.

 

مهر ماه ولوله عجیبی دارد و اول مهر مثل نواختن آهنگ قبل از اذان است که دل را چونان لانه زنبور پر از احساس و هیجان می کند.

 

اول مهر داستان عجیبی است داستانی که تا همیشه با من است.

 

 

 

[کد خبر:AJ54442]
پايگاه خبري تحليلي آينه ي جم

کانال تلگرامی پايگاه خبري تحليلي آينه ي جم