
آینه جم-علی هوشمند
در روزهایی که کشور با مجموعهای از فشارهای اقتصادیِ انباشته و شرایط حساس منطقهای دستوپنج نرم میکند، «امنیت روانی» مردم، بیش از هر زمان دیگری نیازمند مراقبت است. در چنین فضایی، انتظار میرود که تریبونهای رسمی و نمایندگان مجلس، بیش از هر نهاد دیگری، سدِ آرامشبخش جامعه باشند. اما شوربختانه، انتشار ادعاهای جنجالی از سوی مالک شریعتی ،یکی از نمایندگان مجلس وابسته به جریان پایداری مبنی بر «احتمال افزایش قیمت بنزین به ۱۰ هزار تومان» در فضای مجازی، نه تنها گامی برای شفافیت نبود، بلکه مصداق بارزِ «بنزینپاشی بر روان خسته جامعه» به شمار میرود.
سؤال اساسی اینجاست؛ نمایندگان محترم مجلس که به تمامی مجاری قانونی، کمیسیونهای تخصصی و مسیرهای مستقیمِ پرسش از دولت دسترسی دارند، چرا «توییتر» (شبکه اجتماعی ایکس) را به صحنِ مجلس و کمیسیونهای تخصصی ترجیح میدهند؟ آیا این دست اقدامات، فرار از مسئولیتهای نظارتی و پناه بردن به پوپولیسمِ رسانهای نیست؟ وقتی یک نماینده با انتشار یک خبرِ تأییدنشده، بذرِ هراس و اضطراب را در دلِ بازاری که هماکنون نیز ملتهب است میکارد، عملاً در حالِ انجامِ کاری است که تبعاتِ آن دامنگیرِ کلِ حاکمیت و بدنه اجتماعی میشود.
تاریخِ دو دهه اخیرِ ایران، حافظه تلخی از تلاطمهای اجتماعی دارد که ریشه بسیاری از آنها، نه در ماهیتِ تصمیمات، بلکه در نحوه «ارتباط با مردم» و «مدیریت انتظارات» نهفته بوده است. جامعهشناسان بارها هشدار دادهاند که در شرایطِ بیثباتیِ اقتصادی، «پیشبینیهای فاجعهبار» خود به عاملی برای بروزِ فاجعه تبدیل میشوند. وقتی چنین ادعاهایی بدون اعلام رسمی دولت مطرح میشود، بلافاصله سیگنالهای منفی به بازار مخابره شده، قیمت کالاهای دیگر بالا میرود و فضای روانی برای تنش آماده میشود. این رفتار، فراتر از یک خطای رسانهای، یک «خطای راهبردی» و امنیتی است.
اینکه نمایندهای ادعا میکند «اجرای این طرح با قانون برنامه هفتم مغایرت دارد»، موضعی قابلِ بحث و قانونی است؛ اما راهکارِ آن فریاد زدن در فضای مجازی نیست. اگر حقیقتاً ارادهای برای جلوگیری از اجرای یک سیاستِ نادرست وجود دارد، چرا به جایِ «شوکدرمانیِ عمومی»، از ابزارهای نظارتی مجلس مانند تذکرِ کتبی، احضارِ وزرا یا مکاتباتِ رسمی استفاده نمیشود؟ به نظر میرسد هدفِ نهایی، نه اصلاحِ سیاستِ دولت، بلکه خودنماییِ سیاسی و تلاش برای تثبیتِ جایگاهِ جناحی است، حتی اگر این کار به قیمتِ بازی با اعصابِ میلیونها شهروند تمام شود.
این سبک از «توییتدرمانی» که این روزها در میان برخی نمایندگان به یک عادتِ ناپسند تبدیل شده، بیش از آنکه نشاندهنده اقتدارِ مجلس باشد، گویایِ سردرگمی در مدیریتِ گفتوگو با مردم است. جامعه امروز تشنهی آرامش، ثبات و وعدههایِ عملی است، نه شنیدنِ اخبارِ ضدونقیض از تریبونهایی که باید مایه اطمینان باشند.
در نهایت، یادآوری این نکته ضروری است که امنیت، تنها در حوزه فیزیکی تعریف نمیشود. ایجاد ناامنیِ ذهنی برای مردمی که زیر فشارِ تورم هستند، بازی با آتش است. از نمایندگان مجلس انتظار میرود که بهجای رقابت برای تیتر شدن در شبکههای اجتماعی، به سوگندِ خود برای پاسداری از آرامشِ عمومی وفادار باشند. دولت نیز موظف است در برابر این نوعِ خبرسازیهایِ مخرب، با صراحت و سرعتِ عمل، شفافسازی کند تا میدان برای تاختوتازِ شایعات باز نماند. امنیتِ روانیِ جامعه، ملکِ شخصیِ هیچ جریانِ سیاسی نیست که بخواهند آن را در بازیهایِ جناحی قربانی کنند.
*رویداد پارس
[کد خبر:AJ53975]