
آینه جم-حسن محدث زاده
روزنامه نگار و کارشناس حقوقی
غیبت دسته جمعی فرمانداران شهرستانهای جنوبی استان بوشهر در آیین امضا تفاهمنامه پروژههای عمرانی سال ۱۴۰۲ شورای راهبردی منطقه پارس که به گمان و ظن قوی، به دستور استانداری انجام شده؛ همچنان مورد بحث و گمانهزنی است. آیینی که اختلاف نمایندگان ارشد دولت در استان با نماینده مردم جنوب استان در مجلس را بیش از پیش عیان و عریان ساخته است. این نشست بی امضا را میتوان از چند منظر کاوید:
1-آنچه که مشهود است شیخ موسی احمدی نماینده مجلس، اعتبارات مسئولیتهای اجتماعی را برای جغرافیای میزبان تاسیسات حوزه انرژی معتبر میشمارد اما دولتیها فقط در حالتی اعتبار این اعتبارات را به رسمیت میشناسند که در زیر دستان خودشان و به صورت استانی، توزیع و تقسیم شود.
انتقادهای صریح، بیپرده و چند بارهی ابراهیم رضایی و عبدالکریم جمیری نمایندگان دشتستان و بوشهر به مشی شیخ موسی احمدی در برخورد با بودجه مسئولیتهای اجتماعی، نشان دهنده شکاف عمیق در مجمع نمایندگان استان برای تصمیمگیری واحد بر سر یک موضوع مهم و البته پولآور است که این تشتت، به آب گلآلودی میماند که فرصت ماهیگیری را برای استانداری فراهم آورده است. فرمانداران که اتفاقأ هر چهار نفر بومی منطقه هستند، ترجیح دادهاند یا مجبور شدهاند در این رقابت اعتباری، یار تیم کسانی شوند که اعتبار حکم مدیریتشان به امضای آنها، وابسته است. تصمیمی که میتواند اعتبار شخصیشان را تا همیشه خط خطی کرده و در مقابل افکار عمومی مورد سوال قرار دهد. راقم این سطور همچنان که بارها به صراحت گفته و نوشته است، کوشش غیرجنوبیها برای جذب اعتبارات برآمده از تاسیسات جنوب برای مسئولیتهای اجتماعی و آلایندگی را خطا و خارج از خط عدالت و انصاف میداند. باید پرسید چرا شلاق دودها و سوزها و مشقتها و آسیبها بر تن و روح میزبانان فرود آید و بافت جمعیتی و اجتماعیشان دستخوش تغییر شود اما پولها و بودجهها سرریز و سراریز مناطقی شود که برخی از ساکنانشان حتی یک بار هم، گذر و گذرشان به عسلویه، نخل تقی، بیدخون و... نیفتاده است و نمیدانند بوی ترش گاز، سیاهی آسمان، گرمای مادام ناشی از روشنی فلرها و... چیست! به قول باباطاهر:
گلی که خود بدادم پیچ و تابش/به اشک دیدگانم دادم آبش
درین گلشن خدایا کی روا بی/گل از مو، دیگری گیرد گلابش
نمایندگان مجلس و استانداری به جای آنکه ذهن خود را برای انحراف در اعتبارات مردم جنوب متمرکز کنند، باید برای بهرهگیری عالمانهتر از دیگر ظرفیتهای استان به ویژه دریا و نخل بکوشند نه اینکه چشم شان به چندرغازی باشد که از دست نفتیها خارج شده است.
2-به گفته سخاوت اسدی مدیرعامل منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس، بودجه شورای راهبردی منطقه پارس در سال ۱۴۰۲، حدود ۳۵۰ میلیارد تومان است که تا پانصد میلیارد هم قابل افزایش است.
در سالهای اخیر، ارقام مختلف ششصد، یکهزار و ۳۷۷، دویست و پنجاه و... را برای بودجه جذب شده از محل مسئولیتهای اجتماعی وزارت نفت شنیدهایم و حتی اخیراً پایگاه خبری خلیج فارس از رقم عجیب پنج میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومانی از مسئولیتهای اجتماعی نفت برای استان رونمایی کرده است! حتی اگر سقف سخاوت ادعایی سخاوت اسدی را یعنی همان پانصد میلیارد در نظر بگیریم، این رقم و عدد در مقابل عظمت پارس جنوبی و شمار زیاد پتروشیمیها و پالایشگاهها، بی تردید همان چندرغازی است که در فقره پیشین از آن یاد کردم. تاسفآور اینکه برای مصادره این رقم نازل، بین مدیران دولتی و نمایندگان مجلس، رقابت و حسادت است. با همین پانصد میلیارد تومان، چند مدرسه و بیمارستان خوب و یا پروژه مهم راهسازی، میتوان ساخت و گرهی از مشکلات مردم گشود؟ تا سقف نگاه متولیان استانی و نمایندگان مردم همین کف اعتباری باشد، نمیتوان به آینده خوشبین و امیدوار بود.
3-برخی تمرکز شیخ موسی احمدی بر خارج نشدن اعتبارات از حوزه انتخابیه را پروژهای تبلیغاتی برای انتخابات و تمدید نمایندگی مجلس میدانند. در درستی این گزاره نمیتوان تشکیک کرد، چرا که نه تنها احمدی بلکه دیگر نمایندگان نیز از هر فرصتی برای جلب و جذب نگاهها بهره می برند. «آیین تفاهم نامه امضا...» هم ویترین خوش نقش و نگاری هست که شیخ پا به سن گذاشته، رنج سفر از تهران به عسلویه را به جان بخرد و در پشت تریبون سالن بی فرماندار، خطبه بخواند اما بهتر آن بود که شیخ در ایام بررسی برنامه هفتم توسعه در بهارستان، اتراق میکرد تا از این طریق، هم غبار قانونی میزان مسئولیت نفتیها در مقابل جامعه پیرامونی را بزداید و هم برای نحوه توزیع آن، نسخهای قانونی بنویسد تا این موضوع اختلاف درون استانی، برای همیشه حل شود. مجال برای خطبه خوانی انتخاباتی زیاد است اما فرصت برنامه نویسی و تاثیر بر برنامه توسعه کم. شاید شیخ نگران درستی ادعای رقبایش مبنی بر عبور گروه های اصولگرایی از او در انتخابات اسفند است که چنین میکند.
4-در ماههای اخیر، سازمان منطقه ویژه، با این ادله که خود باید راهبر و ناظر همه فعالیتهای منطقه ویژه باشد، دبیرخانه شورای راهبردی شرکت های پتروشیمی را از شرکت عملیات غیرصنعتی پازارگاد گرفته و تحت مدیریت خود در آورده است. این تصمیم با اعتراض برخی پتروشیمیها روبرو شده و اختلاف و حفره بین پتروشیمیها و سازمان را عمیقتر از گذشته کرده است. فرمانداران که سال گذشته، تفاهمنامهها را با "شورای راهبردی شرکت های پتروشیمی"، امضا کرده بودند اما امسال میبایست پای قرار و قرارداد "شورای راهبردی منطقه پارس" مینشستند.
اولاً شاید فرمانداران با دو دو تا کردن، ترجیح دادهاند در این دعوا، طرف پتروشیمیها را بگیرند که اگر چنین باشد، جانبداری و ورود به دعوای خانوادگی نفتی برای چند مدیر وزارت کشوری، خود جای شگفتی دارد. ثانیاً نشان میدهد سازمان منطقه ویژه که روزگاری برای خود سروری و سرداری منطقه را میکرد، امروز به شیر پیر بی یال و دمی تبدیل شده که کسی حتی برای تفاهم نامههایش هم نیز تره خرد نمیکند و بازی را به پتروشیمیها واگذار کرده است. ثالثاً فقط همین یک قلم مواجهه با مسئولیتهای اجتماعی، گویای یتیمی و بچه سر راهی بودن بودجه مسئولیتهای اجتماعی است. پولی که اگر در دست هر کسی باشد، تیترخور است و فرد را از حاشیه به مرکز متن میبرد. تا زمانی که قانونی روشن و بیابهام برای این مهم، به تصویب نرسد، مسئولیتهای اجتماعی چون توپی سرگردان بین نامهای مختلف، دست به دست میشود و مردم در این میان، دست به سر.
5-خواندن این نکته خالی از لطف نیست که سایت رسمی منطقه ویژه به عنوان متولی «شورای راهبردی منطقه پارس» همچنان مطلع نیست که فرمانداران نشست این سازمان را تحریم کردهاند و بر روی این تارنما خبر «آیین انعقاد تفاهمنامه شورای راهبردی پارس جنوبی با حضور فرمانداران چهار شهرستان عسلویه، کنگان، جم و دیر » قرار دارد! در روزگار حکمرانی شبکههای اجتماعی که مو از ماست کشیده میشود، خبرنویس سایت رسمی منطقه ویژه، خبرها را آنچنان نوشته است که گویی واقعاً فرمانداران، تفاهمنامهها را امضا کرده و آیین به صورت گل و بلبل انجام شده است. آقایان؛ همین کارها را میکنید که از اعتبار افتادهاید.
* انرژی جنوب
[کد خبر:AJ43594]